صفحه اول تماس با ما RSS                    
  
دانلود آهنگ
دانلودآهنگ جدیدامین رستمی خداحافظ تو , عكس تبريك تولد , عکس مبل راحتی جدید , رابطه درست عروس با مادرشو , اییلین روز روزگاری , اس خنده دار زناشویی , شمال ايران , جدیدترین دیزاین ناخن 2015 , دانلود عکس مدل مو پسر , عکس کردن دختروپسر

مسجد جامع یردمعماري اين مسجد بسيار بزرگ به قدري منحصر به فرد و بي بديل است که هر سال گردشگران بسيار زيادي از نقاط مختلف دنيا به قصد بازديد از شاهکار هنر معماري به ايران و استان يزد سفر مي کنند.در بسياري از کشورها مسجد جامع يزد به عنوان نمادي ازاين استان و حتي نمادي از کشور ايران مطرح است و اين بنا در شمار نخستين بناهاي عظيم و پرقدمت کشور به شمار مي رود.

بناي اين مسجد با عظمت قرنهاست که از فراسوي تاريخ تمدن اين سرزمين مي درخشد به نحوي که در کتب تاريخي يزد آمده است: "مسجد را بر جاي آتشگاه ساساني ساخته اند و سنگ بناي آن توسط علاء الدوله گرشاسب نهاده شده است".

مسجد جامع قديم در قرن ششم هجري قمري و به دستور گرشاسب از نوادگان "علاء الدوله کالنجار" ساخته شد و بناي اصلي مسجد کنوني از آثار "سيد رکن الدين محمد قاضي" است.

اصيل‌ترين بخشهاي هنر معماري بي نظير ايراني در گچ کاري‌، شبستان، صحن، گنبد، کاشي کاري و مناره هاي برافراشته آن جلوه گر است.

زيباترين بخش اين بنا را مي توان مجموعه ايوان و گنبدخانه و فضاي پيرامون آن نام برد. نماي ايوان بلند با مجموعه اي از زيباترين تزئينات کاشي معرق و نقوش اسليمي و گياهي همچنين گره چيني پوشانده شده است.

اين تزئينات با آجرهاي ضربي و نقوش معلقي و کتيبه هاي کاشي معرق و کوفي بنايي، مجموعه اي بديع و خيره کننده آفريده که تحسين هر بيننده اي را برمي انگيزد.

محراب اصلي يا محراب واقع در گنبدخانه،‌ مزين به انواع کاشي معرق و کتيبه و آجر ضربي است و بر دو کاشي ستاره اي شکل منصوب در آن، نام استادکار و تاريخ ساخت محراب نقش بسته است.

گنبد زيباي مسجد از نوع دو پوسته پيوسته بوده و بر آن، نقش گل صابونکي معقلي با ظرافت اجرا شده است و بر ساقه آن عبارت "الملک الله" به خط کوفي تکرار شده است.

دو مناره مسجد که ارتقاع تقريبي آن از کف تا نوک به بيش از 52 متر مي رسد، داراي قطري در حدود هشت متر است که در دوره صفوي به بنا افزوده شده اما در سال 1313 هجري شمسي فرو ريخت و دوباره تجديد بنا شد.

بلنداي اين مناره ها و اينکه کاشي کاري منحصر به فردي حتي در اوج مناره ها انجام شده، تعجب همگان را بر مي انگيزد زيرا اين مناره ها هرچه به سمت بالا رفته باريکتر شده و تنها يکي از آنها نيز داراي پلکان است از اينرو ظرافت کاشي کاري در اين ارتفاع به واقع قابل تحسين است.

يکي از معماران قديمي و هنرمند استان يزد در تشريح بناي مسجد به خبرنگار مهر گفت: در ساخت اين بناي عظيم از آهن استفاده نشده و تمام بناها با تاق ضربي، کاهگل و گچ استوار است.

سيدمحمدعلي دهقان بنادکي معروف به "سيد بنا" همچنين در خصوص کاشي کاري اين بناي عظيم گفت: در محراب اين مسجد، قسمتي به شکل کاشيکاري کوچک است که به شکل کره زمين است و در آن از همه رنگهاي استفاده شده در کاشي هاي کل مسجد استفاده شده است.

رئيس سازمان ميراث فرهنگي استان يزد نيز در خصوص نقش اين بنا در جذب گردشگر اظهار داشت: مسجد جامع يزد يکي از جاذبه هاي بي نظير استان يزد است و هر ساله تعداد زيادي از گردشگران خارجي و داخلي از آن ديدن مي کنند به نحوي که حتي افراد و گردشگراني که از ديگر آثار تاريخي موجود در استان يزد اطلاعي ندارند تنها و تنها براي ديدن اين مسجد به يزد سفر مي کنند.

عزيزالله سيفي اظهار داشت: مسجد جامع در زمره بناهايي است که سال گذشته بيشترين بازديدها را داشته و اغلب مسافران و گردشگران نخست اين بنا را براي بازديد انتخاب مي کنند.

وي همچنين با اشاره به جاذبه مذهبي بنا يادآور شد: در اين مسجد در هر نوبت نماز جماعت برپا مي شود و عده زيادي از مردم شهر و مسافران از اين بخش عبادي نيز استفاده مي کنند.به گفته وي اين بنا به شماره 206 در فهرست آثار ملي کشور ثبت شده است.

 

 

 



ادامه مطلب...
abadehonline 2017-04-04

کاریکاتور هنرِ ارائه ي تصاوير اشخاص يا اشياء ، که در آن صفات و خصوصيات بارز فرد يا شيئ ، به نحوي اغراق آميز ، مضحک و غير طبيعي به تصوير کشيده مي شود.تصوير يا هراثرهنري ، که به نحوي مضحک و اغراق آميز ، ويژگي هاي موضوع اصلي را به نمايش مي گذارد. در مجموع شايد بتوان به طور خلاصه اين گونه گفت که کاريکاتور تصويري است که به منظور هجو کردن چيزي يا کسي کشيده مي شود . کاريکاتور يک شخص بايد مضحک باشد و در کشيدن آن بايد نمايش اعضاي بدن سوژه مبالغه کرده و شخصيت سوژه را بنماياند.


 

کاریکاتور های جالب و خنده دار افراد معروف

 


 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



 

 

 

 

 

 

 

 

 



ادامه مطلب...
abadehonline 2017-03-31

ترجمه فارسی نهج البلاغه

اندرز و هشدار

تفسير عمومي خطبه‏ي بيست و هشتم فان الدنيا ادبرت و اذنت بوداع و ان الاخره قد اقبلت و اشرفت (اشرقت) باطلاع (دنيا پشت گردانده و اعلام وداع مي‏نمايد و آخرت روي آورده و اشرف آگاهانه دارد) مي‏تابد هر لحظه‏اي از زمان که از آينده مي‏رسد و بگذشته مي‏خزد دنيا گاهي از ما دور مي‏شود و بمقدار آن لحظه آدميان را وداع مي‏گويد جريان زمان که لحظه به لحظه، آن به آن، رابطه‏ي ما را با جهان خارجي و موجوديت خودمان متغير مي‏سازد. آنچه که جريان زمان در ارتباط ما با جز خود بوجود مي‏آورد، نه توقفي است و نه برگشتي بلکه گذشتن است و بس اگر همه‏ي نيروهاي جهان هستي دست بهم بدهند و همه‏ي انسانهايي که در اين کره‏ي خاکي زندگي کرده و رهسپار زير خاک گشته‏اند و آنانکه هم اکنون در روي زمين قدم بر مي‏دارند و حتي آنانکه بعد از اين به دنيا خواهند آمد، با جدي‏ترين اراده بخواهند که يک لحظه را براي کمترين مدت متوقف نمايند، امکان‏پذير نخواهد بود. خداوند حکيم چه حکمت متعاليه‏اي در ساختمان حواس و ذهن و شکل جهان طبيعت بکار برده است که سريع‏ترين حرکت لاينقطع را بصورت ثابتهائي در برابر لمس ما و ديدگان ما تجسم بخشيده است، که به ستاره‏ها مي‏ن گريم و مي‏گوئيم اينها همان ستارگاني هستند که ديشب ديده بوديم. به درختان مي‏نگريم و چنين مي‏پنداريم که همان درختاني هستند که ديروز از آنها ميوه چيده‏ايم. اين انسانها موجوداتي هستند که ساليان متمادي با آنان در حال ارتباط هستيم. اين همان صندلي است که چند ماه است در اتاق من قرار گرفته و من از آن بهره‏برداري مي‏نمايم! اگر نمايش ثابت در حقايق و رويدادهايي که در عالم طبيعت پيرامون ما را گرفته‏اند، وجود نداشت با اين حواس و ذهن که ما داريم حتي يک لحظه هم نمي‏توانستيم با اين حقايق و رويدادها رابطه‏اي برقرار نمائيم بقول مولانا: شاخ آتش را بجنباني بساز در نظر آتش نمايد بس دراز اين درازي خلقت از تيزي صنع مي‏نمايد سرعت انگيزي صنع پس واقعيات جهان طبيعت در همان لحظه که از آينده مي‏رسد و سلام مي‏گويد، همان سلامي که کرده است، وداع آخرين را هم در بر داشته هرگز بار ديگر با ما روياروي نخواهد گشت. براي درک گذشت لحظات زمان، نخست بر اين جملات زيبا بنگريد: وقتي که ترس ساع تلخ آخرين، روح ترا چون سايه‏ي تيره‏اي دربر گيرد و تجسم مناظر دهشت زاي رنج احتضار و کفن مرگ و تابوت و ظلمت جاوداني و گور تنگ و تاريک به لزره‏ات درآورد و دلت را به چنگ غم و اضطراب بسپارد، بزير آسمان رو، گوش بزمين، به آبها، به فضاي پهناور ده، گوش کن که مي‏گويند: روزي چند ديگر خورشيد در مسير خود بهمه جا خواهد نگريست و اثري از تو نخواهد يافت، نه در روي زمينت خواهد يافت نه در دل خاک سرد که کالبد بيجانت را اشکريزان در آن نهاده بودند، نه در دل اقيانوس که خشکيها را در بر گرفته است. زمين که ديري غذايت داده بود، طلبش را از تو مطالبه خواهد کرد و ترا دوباره بصورت ذرات خاک در خواهد آورد، تا روئيدنيها را غذا دهي: هرگونه اثر حيات انساني را، اثر وجود فردي ترا از ميان خواهد برد، تا براي هميشه با عناصر اربعه‏ات در آميزد و بصورت صخره‏اي استوار و بي‏احساست در آورد، يا خاک سنگين و بي‏حرکتت کند که روستايي جوان و زحمتکش با گاو آهن خود در همش نوردد و آنگاه درخت بلوطي ريشه‏هاي خود را در درونت بگستراند و در کالبدت فرو برد. اما گمان مبر که يکه و تنها روي بدين خانه‏ي جاودان مي‏بري و در آنجا بي‏يار و راهنما ميماني، زيرا تو در عالم آرزو هم خوابگاهي بهتر از اين نخواهي يافت آنجا که هستي در کنار رهبران و بزرگان قوم، کنار سپيد مويان و روشن بينان و صاحبنظران روزگاران کهن، خواهي خفت که جملگي در يک خوابگاه بزرگ و پر جلال خانه گرفته‏اند، و اين دره‏هاي پهناور که گويي پيوسته به انديشه‏هاي عميق فرو رفته‏اند، اين جنگلهاي کهن و انبوه، اين رودخانه‏هايي که با اين همه جلال و شکوه به راه خود مي‏روند و اين جويبارها که با زمزمه‏ي شکوه‏آميز از ميان چمنزارها مي‏گذرند و سيرابشان مي‏کنند، و اين اقيانوس بيکران لاجوردين که همه‏ي اينها را در ميان خود گرفته، جملگي زر و زيور اين گور بزرگ آدميانند. خورشيد زرين و سيارگان و جمله‏ي ميهمانان خوان بيحد و کران آسمان از خلال گذشت اعصار و قرون بر اين آرامگاه تيره‏ي مرگ مي‏تابند، همه‏ي اينها دستي هستند که به سوي اين خاک نشينان در خواب رفته دراز شده‏اند. اگر بر بال صبح نشيني يا از صحراي بيکران بگذري، يابميان جنگلهاي انبوهي روي که رود ارگون از ميانشان مي‏گذرد و درهايشان به روي هر صدايي از جهان بسته است، تا تنها به صداي خود گوش فرا دهند، باز همه جا مرگ را فرمانفرما خواهي يافت، خواهي ديد که با گذشت سالها، ميليونها از اين زندگان در اينجا بستر خواب جاودان خويش را گسترده‏اند، خواهي ديد که جز مرگ هيچ کس در اين سرزمين زنده‏ي جاودان نمانده است. در اين صورت چگونه ممکن است تو در اينجا تنها بماني و يکه و خاموش دنياي زندگان را ترک گوئي و هيچ دوستي از اين سفر دور و درازت آگاه نشود، همه‏ي آنان که دم بر مي‏کشند، شريک سرنوشت تواند، تو وقتي که بدين سفر رفته باشي، آنکس که بهمه چيز با لبخند مي‏نگرد، خواهد خنديد و آنکس که همه‏چيز را جدي مي‏بيند، افسرده خواهد گشت و در هر دو حال همه دنبال احلام و آرزوهاي خويش را خواهند گرفت، اما ديري نمي‏گذرد که جمله‏ي آنان شاديها و گرفتاريهاي خود را ترک خواهند گفت و براي خواب جاودان به سراغ ان بستري که تو در آن خفته‏اي خواهند رفت. قطار بلند زمانه پيوسته به راه خويش مي‏رود و همواره خود فرزندان آدم را از نوجوانان سبز خطي که در بهار عمرند، تا آنان که در زير بار سنگين سالها پشت خم کرده‏اند، از مادران فرسوده تا دختران نو رسيده، از کودکان زبان ناگشوده تا پيران سپيد مو، يکايک بنزد تو مي‏آورد و در کنارت جاي مي‏دهد، تا در دنبال آنان نوبت آنهائي فرار رسد که حتي ديده برروي اين جهان نگشوده‏اند. چنان زي که چون هنگام فرا خواندنت براي شرکت در جمع فزون از شمار کاروانياني رسد که روي بجانب اين قلمرو مرموز دارند تا در آنجا هريک در اطاق خاص خود در منزلگه خاموش مرگ بار اندازند و خانه گيرند، تو هم چون آن بنده نباشي که با تازيانه روانه‏ي سيه چالش مي‏کنند. آنکس باش که با قدمهائي استوار و با قوت دل بجانب اقامتگاه جاودان خويش مي‏رود، تا در آنجا روپوش خود را بر بستر مرگ بگستراند و آنگاه بزير آن رود و ديده براي خوابي پر رويا و دلپذير برهم نهد بريانت. (تفسير و نقد و تحليل مثنوي ج 8) بلي همه‏ي اينها صحيح است، و اين هم يک حقيقت روشني است که اگر بخواهيم در روي صخره‏اي استوار از يک کوه بنشينيم و به رفتن و آمدن فصول چهارگانه‏ي بهار و تابستان و پائيز و زمستان بنگريم و به تماشاي طلوع و غروب آفتاب و ظهور و زوال زيبائيها وقدرتها و فرسوده شدن همه‏ي طراوتهاو تجدد مستمر همه‏ي نمودها و اشکال تماشا کنيم، و گمان کنيم آنها همگي مي‏روند و ما نشسته‏ايم و بتماشاي آنها پرداخته‏ايم، بخطا رفته‏ايم، آري، ما خود رفته‏ايم، ولي با تفکر غلط و خطا: نيک بنگر ما نشسته مي‏رويم مي‏نبيني قاصد جاي نويم؟ پس مسافر آن بود اي ره پرست که مسير و روش بر مستقبلست (مولوي) هيچ سکون و رکود مرگبار از آن نيست که موجود رونده و پويا احساس رکود و ايستائي نمايد. چه خسارتي زيانبارتر از آنکه آدمي در نقطه‏اي از زندگي بخيال آنکه در ساحل زمان نشسته و گذ شت زمان چون جويباري از کنار او عبور مي‏کند و کاري با او ندارد، بتماشاي گذشت زمان قناعت بورزد، و اين مقدار نفهمد که نشستن در ساحل خيالي زمان و تماشا به گذشت زمان که در دگرگوني اشکال و پديده‏هاي طبيعت و وضع موجودي او نمودار مي‏گردد، کاري جز پاره پاره کردن وحدت شخصيت او و سپردن هر جزئي از آن، به آنچه که در جويبار زمان بگذشته مي‏خزد، ندارد. عامل سازنده‏ي موجوديت آدمي و تنظيم کننده‏ي ارتباط او با واقعيات، نگرش به واقعيات گسترده در جويبار زمان است و تلاش براي تحصيل آمادگي بهره‏برداري از واقعياتي که از حال حاضر به بعد امکان‏پذير خواهد گشت. هر لحظه‏اي که از آينده مي‏رسد براي آن کسيکه پيروز بر زمان و با نظاره و اشراف بر آن، زندگي مي‏کند، پيامي از پايان عمر و آغاز ابديت مي‏آورد، با اينحال نشستن در زير درخت خلقت و تماشا در شاخ و برگ دگرگون شونده‏ي آن، بچه کار آيد، ماداميکه من نمي‏دانم دگرگوني اين درخت پر شاخ و برگ خلقت براي رويانيدن ميوه است که من بايد با تلاش و کوشش شايستگي چيدن ميوه‏ي آن را بدست بياورم، درک و شناخت حرکت و دگرگوني چه اثري براي من خواهد داشت. اميرالمومنين عليه‏السلام پس از بيان حرکت مستمر دنيا و پشت گر داندن آن به زندگان، هشدار جدي به انسانها مي‏دهد و مي‏گويد: الا وان اليوم المضمار و غدا السباق و السبقه الجنه و الغايه النار (امروز زمان تکاپو و فردا روز سبقت است، سبقت بر بهشت و پايان (عقب ماندگي) دوزخ). زندگي آدمي حرکتي است طبيعي که فقط از آغاز هشياري به حرکت انساني تحول مي‏يابد و دنيا براي او ميدان مسابقه مي‏گردد - مسابقه در خير و کمال. شايد بتوان گفت: عمومي‏ترين پديده‏اي که در کره‏ي خاکي فراگير همه‏ي جانداران است، حرکت و جنبش است. در حقيقت جاندار منهاي جان. چنانکه انسان منهاي انديشه مساويست با انسان منهاي انسانيت. اين يک مسئله‏ي روشني است که براي اثباتش نيازي به استدلال و جر و بحث وجود ندارد. آنچه که مهم است اينست که اکثريت اسف انگيز بني نوع انساني حرکت بمعناي طبيعي محض آن را دليل موجوديت خود تلقي مي‏کنند. آنان استدلالي که به من هستم مي‏آورند، اينست که مي‏توانند راه بروند، مکان خود را تغيير بدهند، از يک موضع‏گيري به موضع‏گيري ديگر منتقل شوند، روابط خود را با طبيعت و انسانها دگرگون نمايند!! در دوران ما اينگونه دلايل با حرکتهاي سريع‏تر مثلا هزار کيلومتر در يک ساعت با هواپيماهاي مدرن، تقويت شده‏اند!! اين حرکت همام مقدار دليل موجوديت انسان است که حرکت کازارها و کهکشانها و حرکت الکترونها و حرکت عقرب و افعي و يک مگس در لجنزار دليل موجوديت اين موجودات مي‏باشد. سرعت حرکت انسان چگونه مي‏تواند با سرعت حرکت نور قابل مقايسه باشد؟ ولي مي‏دانيم که حرکت نور کمترين ارزشي در برابر حرکت دست يک انسان ندارد که براي خورانيدن يک جرعه شربت براي بيماري که نياز به آن دارد بکار ميفتد. حرکت يک انسان از کره‏ي زمين به کره‏ي ماه با يک تحول انقلابي دروني وي از پستي به رذالت، چگونه قابل مقايسه مي‏باشد؟! اگر يک انسان با سرعتي فوق سرعت نور (اگر قابل تصور باشد) همه‏ي کهکشانها را در هم نوردد و بر گردد، ولي دو قدم براي انساني که در آتش مي‏سوزد و يا در آب غرق مي‏شود حرکت نکند، چه کاري انجام داده است؟ حرکت مطلوب ما انسانها است، اما آن حرکتي که در اصطلاح رهروان کوي حقيقت معراج ناميده مي‏شود نه چو معراج زميني تا قمر بلکه چون معراج کلکي تا شکر (مولوي) در دوران ما مسابقه در سرعت حرکات بشدت در جريانست، اين مسابقه تنها براي سلطه به کرات فضائي است که اگر تکاپوهاي زميني براي سبقت گرفتن در ميدان تنازع در بقاء کفايتشان نکند، از تسخير کرات فضائي به ره‏برداري نموده و در همان دوردستها به تعقيب يکديگر خواهند پرداخت. اگر اين حرکتها و سير و سياحتها در کرات و فضاهاي بسيار دور براي مسابقه در خواندن کتاب تکويني الهي و بهره‏برداري براي حيات معقول انجام مي‏گرفت، اولين نتيجه‏اي که مي‏داد، خواب آرام چهار ميليارد و نيم نفوق کره‏ي زمين بود که از آغاز حرکت به فضاها و کرات، به چشمان آنان راه نيافته است که آيا شيپور مسابقه را براي آدمکشي امروز به صدا در مي‏آورند يا فردا. در عنوان بحث گفتيم: زندگي آدمي حرکتي طبيعي است که فقط از آغاز هشياري به حرکت انساني تحول مي يابد و دنيا براي او ميدان مسابقه مي‏گردد - مسابقه در خير و کمال. معناي مسابقه آن مفهوم معمولي و رايج در ميان مردم نيست که با تحرک حس رقابت صورت مي‏گيرد، بلکه منظور اينست که هشياران زنده و هدفدار با مشاهده‏ي عظمت و کمال رهروان منزلگه حقيقت، به هيجان و تکاپو وادار مي‏شوند و خود را اعضائي از آن کاروان تلقي مي‏کنند که حتي اگر سبقت بر آنان بگيرند بر مي‏گردند و گرفتن از دست آنانرا وظيفه و عامل سرعت در حرکت مي‏دانند. در آيات قرآني در چند مورد دستور به مسابقه داده شده است، نه مسابقه در ميدان تنازع در بقا و خونريزي، بلکه براي پاک شدن از آلودگيها و ورود بر جاذبه‏ي لقائالله (ديدار خداوند): سابقوا الي مغفره من ربکم (سبقت کنيد به بخشايش پروردگارتان) و نه براي انحصار قدرت در راه سلطه‏گري و بر چيدن بساط مسابقه در فضيلت و شرافت و تقواي انساني. اولئک يسارعون في الخيرات و هم لها سابقون (آنان مردمي هستند که به آيات الهي ايمان آورده‏اند، در راه وصول به خيرات شتاب مي‏کنند و آنان براي خيرات سبقت مي‏جويند) نه سبقت براي اشباع خودخواهيهاي ويرانگرشان. افلا تائب من خطيئته قبل منيته الا عامل لنفسه قبل يوم بوسه (آيا بازگشت کننده‏اي از گناه پيش از فرا رسيدن مرگش نيست، آيا کسي نيست که پيش از روز سخت و دردناکش بر خود کاري کند.) آيا مي‏توانيم پيش از فرا رسيدن مرگ، زندگي را پاک نموده و اين امانت الهي را بدون نقص به پيشگاه خداوندي ببريم؟ آيا مي‏توانيم پيش از مشاهده‏ي نتايج شرم‏آور پستيها و وقاحتهاي خود، چاره‏اي بينديشيم و جان خود را از گرداب مهلک سرنوشت نجات بدهيم؟ آري، مي توانيم. مگر ما انسان نيستيم؟ مگر ما آن قدرت را نداريم که آدرس جان خود را پيدا کنيم؟ آري اين قدرت را هم داريم. مگر ما نمي‏دانيم که اينجهان کوهست و فعل ماندا سوي ما آيد نداها را صدا (مولوي) آري، اين را هم مي‏دانيم. مگر ما اسرار آميز بودن جهان هستي و سکوت پر غوغاي جهان را در مجراي قوانين درک نمي‏کنيم؟ آري، اين حقيقت را هم درک مي‏کنيم. بالاتر از اينها، ما که براي هر بعدي چه زماني و چه هندسي و چه ساکن و چه متحرک، نمي‏توانيم پايان و ساحلي درک کنيم، چه شده است که اين ساحل و پايان را براي روح يا شخصيت خود قطعي تلقي مي‏کنيم؟! آري، حيات روحي ما در اين چند روزه خلاصه نمي‏شود، ما نابود نمي‏شويم، ما از پلي بنام مرگ عبور مي‏کنيم. اگر در عالم ماده چنين قانوني را مي‏پذيريم که هيچ موجودي معلوم نمي‏شود و هيچ معدومي موجود نمي‏گردد با کدامين دليل وقتي که به عاليترين محصول کارگاه خلقت که صدها اصول زيربنائي و روبنائي طبيعي آنرا بنام حيات بوجود آورده است مي‏رسيم، آنرا از قانون مزبور مستثني مي‏دانيم؟! و مي‏گوئيم: يا سبو يا خم مي يا قدح باده کنند يک کف خاک در اين ميکده ضايع نشود فقط مخصوص به مواد عالم طبيعت است و راهي به حيات ندارد؟! ما مي‏بينيم حيات در آنهنگام که در کانال وجود انسان به جريان ميفتد، موجب به وجود آمدن روان (يا روح، شخصيت، من) مي‏گردد. اين روح با دلايلي کافي وجود دارد، اگر از کلمه‏ي روح قهر کرده‏ايد، بگوئيد: شخصي که مبناي مسائل فراواني از روانشناسي و روانپزشکي و روانکاوي است، وجود دارد. و اگر با کلمه‏ي شخصيت هم ميانه خوبي نداريد، بگوئيد: من وجود دارد. اگر او را هم قاچاق تلقي کرديد، بگوئيد: يک خود وجود دارد که مديريت اجزاء داخلي و خارجي بدن و نيروهاي ذهني و دروني را بعهده دارد. اين خود موجود شده است، آيا همه‏ي اجزاء و پديده‏هاي جهان طبيعت مشمول قانون هيچ موجودي معدوم نمي‏شود و هيچ معدومي موجود نمي‏شود بوده و خود يا روح يا شخصيت يا من است که فقط از قانون مزبور استثناء شده است، يعني با اينکه بوجود آمده است، معدوم مي‏گردد؟!! اين حيات و شخصيت بوجود آمده بجهت ارتکاب گناهان آلوده مي‏شود و از شايستگي ورود در جاذبه‏ي کمال که پايانش جاذبه‏ي لقائالله (ديدار خدا) است، ساقط مي‏گردد. هيچ چاره‏اي براي جلوگيري از اين سقوط وجود ندارد مگر پاک ساختن حيات و شخصيت که جز با جبران آن تباهيها که بر حيات مردم وارد آورده است و جز بوسيله‏ي توبه که پاکسازي درون است، امکان‏پذير نمي‏باشد. آيات قرآني که دستور به توبه مي‏دهد در موارد متعددي آمده است. اين آيات را مي‏توان به گروههائي متنوع تقسيم کرد از آنجمله: گروه يکم - بجهت اهميت پديده‏ي توبه که عبارتست از تجديد رابطه ميان انسان و خدا، در چند مورد خداوند خود را با کلمه‏ي تواب توصيف فرموده است از آنجمله: انه هو التواب الرحيم (قطعا خدا است که حتما پذيرنده‏ي توبه و مهربان است. انک انت التواب الرحيم پروردگارا (قطعا توئي پذيرنده‏ي توبه و مهربان) و انا التواب الرحيم (و منم پذيرنده‏ي توبه و مهربان) و ان الله تواب حکيم (و قطعا خداوند پذيرنده‏ي توبه و حکيم است) در اين آيات در اغلب موارد پس از کلمه‏ي تواب، کلمه رحيم آمده است که بر ارتباط توبه پذيري خداوند متعال با محبت و مهرباني او بر بندگانش دلالت مي‏کند. و در يکي از آيات پس از کلمه‏ي تواب، کلمه‏ي حکيم آمده است. اين تنوع براي آنست که گمان نرود که محبت و مهرباني خداوندي براي پذيرش توبه يک وصف ثانوي است، بلکه اين پذيرش بر مبناي حکمت عاليه الهي است که: چنين شنديم که لطف يزدان بر وي جوينده در نبندد دري که بگشايد از حقيقت بر اهل عرفان دگر نبندد (حکيم صفا اصفهاني) اين حکمت الهي باز شدن دري است که آدمي بروي خود مي‏بندد و خود را از ديدار خداوندي که همواره با او است هو هو معکم اينما کنتم محروم مي‏سازد، بار ديگر دست دراز مي‏کند و آن در را باز مي‏کند، اين در باز کردن توبه ناميده مي‏شود. خداونديکه مقصود خود را از آفرينش و مسير آنرا چنين بيان نموده است که: انالله و انا اليه راجعون (ما از آن خدا و به سوي او بر مي‏گرديم) محال است که از مقصود خود تخلف کند و خلاف وعده و قولش عمل کند: و من اصدق من الله قيلا (و کيست راستگوتر از خدا) و لن يخلف الله وعده (خداوند هرگز خلاف وعده نمي‏کند) پس خداوند بشر را از آن خود قرار داده و همواره با او است. اين بشر نادان و خودخواه است که خود را از جوار ربوبي کنار مي‏کشد و چاره‏ي کنار رفتن و دور شدن، برگشتن دوباره است. و پذيرش الهي اين بازگشت را حکمتي است که از محبت و مهر الهي ناشي مي‏شود که با دوري بشر از او، او از بشر دور نمي‏گردد. پيش از آنکه نتايج اعمال زشت، ما را بروز سياه بنشاند، پيش از آنکه وقاحتها و بيشرميهاي ما از لابلاي سطوح زندگي ما باز شوند و در برابر ديدگان ما مجسم گردند، در پاکسازي اوراق حيات بکوشيم و مانند کودک عاصي که از دامان مادر مهربان فرار کرده است، بار ديگر به دامان عطوفت و مهر الهي برگرديم. پيش از آنکه وجود ما از نيروها و استعدادها خالي شود و سرمايه‏ي زندگي را سکه به سکه ببازار هوي و هوس آورده، آنها را مستهلک بسازيم، آري: پس به هر ميلي که دل خواهي سپرد از تو چيزي در نهان خواهند برد مولوي پيش از آنکه محتواي دو رباعي نيز سرگذشت ما را توصيف نمايد: افسوس که ايام جواني بگذشت سرمايه‏ي عمر جاوداني بگذشت تشنه بکنار جوي چندان خفتم کز جوي من آب زندگاني بگذشت يک چند به کودکي به استاد شديم يک چند به استادي خود شاد شديم پايان سخن شنو که ما را چه رسيد از خاک بر آمديم و بر باد شديم عمل کنيم، بلي عمل کنيم. راه بيفتيم، بکوشيم، زيرا روز تجسم از - دست دادن سرمايه‏ي روح روزي بس و وحشتناک است. روزي است که دست بر سر و زانو زدن هيچ نتيجه‏اي نخواهد بخشيد. تا رسد دستت به خود شو کارگر چون فتي از کارخواهي زد به سر اين بيت را استادم حکيم متاله و عارف رباني مرحوم آقا شيخ مرتضي طالقاني که در حدود دو سال به محضر درسش در آستانه‏ي اقدس اميرالمومنين علي بن ابيطالب عليه‏السلام (نجف اشرف) موفق بودم. يکروز پيش از چشم بستن از دنيا و پرواز بسوي ابديت خواند. وقتي که اين بيت را بعنوان توصيه‏ي نهائي براي من خواند. از اعماق دلش چنان لا اله الا الله گفت که هنوز وقتي بيادش ميفتم، مي‏لرزم. الا و انکم في ايام امل من ور ائه اجل، فمن عمل في ايام امله قبل حضور اجله فقد نفعه عمله و لم يضرره اجله و من قصر في ايام امله قبل حضور اجله فقد خسر عمله و ضره اجله (هشيار باشيد، شما در اين زندگاني، روزگار آرزو مي‏گذرانيد که اجل را به دنبال دارد. کسي که در روزگار آرزو و پيش از آنکه اجلش فرا رسد عمل نمياد، عمل براي او سودمند خواهد بود و مرگي که به سراغش آمده است، ضرري بر او وارد نخواهد ساخت و آنکس که در روزگار آرزويش پيش از آنکه اجلش فرا رسد، تقصير نمايد، عملش خسارت بار و مرگي که به سراغش مي‏آيد، بضررش تمام خواهد گشت.) آرزوهاي ما چونان قشر باريکي از نفت است که روي آب شعله‏ور باشد درباره‏ي پديده‏ي آرزو، انسان شناسان و اخلاقيون مطالب قابل توجه فراواني گفته‏اند. آنچه که به محتويات جملات اميرالمومنين عليه‏السلام در اين خطبه مربوط است. اينست که اين زندگاني طبيعي که هرکسي چند روزي کم و بيش از آن برخوردار است، مانند آن دريا است که امواجش آرزوها و اميدها و خواسته‏ها و ارده‏ها و اشتياقها است و جاي ترديد نيست که براي بوجود آمدن اين امواج چه به نتيجه برسند و چه به نتيجه نرسند، نيروها صرف مي‏شود و زندگي مستهلک مي‏گردد و در هر حال پايان همه‏ي آنها مرگ است. اگر اين اميدها و آرزوها مفيد بحال زندگي مادي و معنوي بوده باشند مقدمه‏اي براي عمل مثبت خواهند بود و اگر بي‏اساس و بي‏فايده بوده و معلول خيالات پا در هوا باشند، هم نيروهاي مغزي و رواني مستهلک شده است و هم دست آدمي خالي از عمل مي‏باشد. پس در اين زندگاني که عمده عامل محرک آن، اميدها و آرزوها است، خرد حکم مي‏کند که آنها را با اعمال صالحه عيني تحقق ببخشد. در اين هنگام اعمال مفيد انجام داده و مرگي به سراغش خواهد آمد ضرري به او نمي‏رساند. و بالعکس، کسي که در روزگار اميدها و آرزوها کوتاهي کند، و نتواند آنها را بر اساس خرد وجدان تنظيم نموده و در عمل از آنها بهره‏برداي نمايد، عملش خسارت بار و مرگش ضرربار خواهد بود. الا فاعملوا في الرغبه کما تعملون في الرهبه (هشيار باشيد، در هنگام خوشي و رغبت چنان عمل کنيد که در موقع ترس و وحشت عمل مي‏کنيد.) عمل در روزگار خوشي و عمل در روزگار ناخوشي در آنهنگام که آدمي در خوشيها و لذايذ غوطه‏ور است، توجهي به عظمت تعهد و تکليف و وابستگي به خدا و محاسبه‏ي اعمالي که انجام مي‏دهد، ندارد. گوئي در موقع اشتغال سطوح روان آدمي با خوشيها و لذايذ، تفکر و تعقل از کار ميفتد و گمان مي‏برد آن چه که بايد بشود همان است که وي در آن غوطه‏ور است. ولي در آن هنگام که روزگار درد و ناخوشي مي‏رسد، مضطرب و مشوش مي‏گردد و رو به خدا مي‏برد و خود را به تعهد و تکليف وابسته مي‏بيند. اين پديده‏ي احمقانه باعث شده است که بعضي از متفکران گفته‏اند که: گرايشهاي ديني معلول ترس و ناتواني و احساس درماندگي است! وقتي که از راسل مي‏پرسند: علت اينکه در طي قرون، بشر آنچنانکه پيدا است، خواستار مذهب بوده است، چيست؟ چنين پاسخ مي‏دهد من اصولا فکر مي‏کنم که علت اين خواستاري ترس بوده است، چون بشر خود را تا حدي ناتوان مي‏بيند و سه عامل است که موجبات ترس او را فراهم مي‏آورد: يکي طبيعت است که بوسيله‏ي صاعقه به او ضربه مي‏زند يا بوسيله‏ي زلزله او را در کام خود فرو مي‏برد. ديگر عوامل ترس، عامل خود انسانست که مي‏تواند همنوعان خود را بوسيله‏ي جنگ تلف کند. عامل سوم که ارتباط زيادي با مذهب دارد، شهوات شديد او هستند که مي‏توانند به انسان صدماتي وارد کنند و آنها در لحظات آرامش زندگي از آنچه از دست داده‏اند، پشيمان مي‏شوند و مذهب موجب مي‏شود که تعديلي در ترس و وحشت آنها به عمل آيد پاسخ اين مطالب که راسل ابراز مي‏دارد در کتاب توضيح و بررسي مص احبه‏ي برتراند راسل - وايت داده شده است. با اينحال مسائلي را در اين مبحث مطرح و جملاتي را از همان کتاب نقل مي‏کنيم: آقاي راسل در پديده‏ي مذهب نتوانسته است، يا بجهت حساسيتي که به مذهب دارد، نخواسته است، علت و فايده را از يکديگر تفکيک کند، همه‏ي آنچه را که در بالا بعنوان علت و انگيزه‏ي آن. بدين معني که انسان معتقد به مذهب مي‏تواند ناملائمات و شکنجه‏هاي زندگي را که بدون اختيار به او هجوم مي‏آورند، به مشيت الهي که در نظم جهان هستي جلوه‏گر است، نسبت داده و آنها را تحمل نمايد، ولي علت و انگيزه‏ي گرايش به مذهب مسائل ديگري است، از قبيل: 1- احساس عظمت در دستگاه هستي و اينکه اين دستگاه بزرگ نمي‏تواند خود بخود بوجود بيايد و هيچ تفسير و توجيهي را جز وابستگي به موجود برين نمي‏پذيرد. 2- احساس تکليف خود شگفت انگيزترين احساسي است که نمي‏تواند به طبيعت سودجوي آدمي مستند باشد، در صورتيکه همه‏ي رشد يافتگان حيات معقول اين احساس با عظمت و شکوه را بدون انگيزه‏ي سود و زيان در درون خود در ميابند. اين همان راهي است که متفکران زيادي مانند کانت را وادار به اعتقاد به خداوند مي‏نمايد. 3- دريافت مفهوم کمال در عالي‏ترين حد که مبناي فيلسوف ان برجسته‏اي مانند انسلم و دکادت و از شرقيها مولانا جلال‏الدين و محقق مرحوم شيخ محمد حسين اصفهاني معروف به کمپاني بوده است. 4- نظم شگفت انگيز هستي که منشاء بروز قوانين در مغزهاي خوانندگان اين کتاب بزرگ مي‏باشد. 5- فطرت پاک از آلودگيها و کثافتهاي تاريک کننده، نه اين فطرت که در گرد و غبار اصطلاحات فلسفي پوشيده مي‏شود، آشکارترين و نيرومندترين عامل گرايش به تکامل مذهبي است که در فلسفه‏هائي که براي شطرنج بازيهاي ذهني بوجود مي‏آيند، قاچاق تلقي مي‏شود، در حاليکه فطرت يا وجدان پاک در همه‏ي کتابها و آثار ادبي سازنده از ايليادهاي هومر گرفته تا رساله‏الطير و حي بن يقظان و سلامان و ابسال تا بينوايان ويکتور هوگو و جنگ و صلح تولستوي و مثنوي مولانا جلال‏الدين و صدها اثر انساني سازنده که اطلاعات بسيار عالي از اعماق درون آدمي مي‏دهند، اساسي‏ترين نقش را بعهده گرفته است. بطور قطع مي‏توان گفت: اگر از همه‏ي آثار بزرگ انساني فطرت و وجدان را حذف کنيم، يک جمله براي خواندن در آن کتابها و آثار باقي نمي‏ماند، مگر چيزهائي که به ضرورت حس و عقل براي همگان روشن است و توضيح و تفسير آنها در کتابهائي که مخصوص بخود آنها است، مورد تحقيق و بررسي قرار مي‏گيرند. 6- اين سئوال را که چرا ابن ملجم مرادي بد است و علي بن ابيطالب (ع) خوبست؟ با هيچ منطق و مغالطه و شوخي نمي‏توان پاسخ داد، مگر اينکه بگوئيم: حق و حقيقتي ثابت و مستند به خدا وجود دارد که علي بن ابيطالب (ع) طرفدار آنست و ابن ملجم از آن حق و حقيقت منحرف است. پس اينکه راسل و امثال او چه پيش از او و چه بعد از او، مي‏گويند: خداجوئي و گرايش به مذهب معلول ترس و ناتواني و بدبختي است، با نظر به خود واقعيت مذهب نبوده، بلکه با نظر به عوارض يا فوايد آن مي‏باشد. 7- اين عبارت آناتول فرانس را دقت فرمائيد: قدرت و نيکوکاري اديان است که به آدمي علت وجود و عواقب کار را تعليم مي‏دهد، وقتي که ما اصول عقايد فلسفي الهي را طرد نمائيم، چنانکه تقريبا ما همه در اين عصر علم و آزادي فکر، چنين مي‏کنيم، وسيله ديگري باقي نمي‏ماند که بدانيم چرا بدنيا آمده‏ايم و بچه کار بدين جهان قدم گذاشته‏ايم... ملاحظه مي‏شود که خود اين سئوال که چرا باين دنيا آمده‏ايم و بچه کار بدين جهان قدم گذاشته‏ايم؟ هيچ پاسخي جز اعتقاد بيک حکمت عالي که از حکيم مطلق در اين جهان بوجود آمده است، ندارد. يک نگاه دقيق به ترس و رابطه‏ي آن با مذهب چنانکه در کتاب توضيح و بررسي مصاحبه‏ي برتر اندراسل - وايت گفته شده است: ترس يک پديده‏ي رواني مشخصي است که علائم و آثار فيزيولوژيک خاصي را در بدن نمودار مي‏سازد که در مباحث رواني مطرح و بررسي مي‏شوند و ترس را مي‏توان به اين نحو توضيح داد که در هنگام يقين يا احتمال فقدان يا نقص توازن و تعادل طبيعي يا رواني، پديده‏ي ترس نمودار مي‏گردد. البته مي‏دانيم که اين تعريف پديده‏ي ترس را کاملا روشن نمي‏سازد، ولي اين نقص تعريف مخصوص به پديده‏ي ترس نيست، بلکه در همه‏ي پديده‏ها و فعاليتهاي رواني وجود دارد، زيرا ما در هنگام بررسي آن پديده‏ها و فعاليتها با نمودهاي فيزيکي داراي رنگ و شکل کميت و ديگر نمودها روبرو نيستيم، حالا بايد ديد آيا اينکه مذهب مولود ترس است، سخني درست است يا نه؟ مي‏گوئيم، ترس که مولود ناداني است، بايستي با برطرف شدن ناداني، ترس نيز مرتفع گردد. مستند ساختن مذهب به اينگونه ترس که مولود ناداني است، درباره هزاران فيلسوف و دانشمند خداشناس و مذهب گراي که با واقعيات جهان هستي و لو بوسيله‏ي درک يک عده قوانين کلي آشنائي دارند، کاملا خلاف واقع است، زيرا اينان نه تنها با تقليل جهل و ناداني‏شان از خدا و مذهب بي‏نياز نگشته‏اند، بلکه اغلب آنان، با پيشرفت در علم و جهان بيني که داشته‏اند، خود را با خدا آشناتر و به مذهب متمايل‏تر ديده‏اند. آيا دکارت نمي‏گفت: ماده و حرکت را به من بدهيد، من جهان را براي شما بسازم اين متفکر حداقل جهان را از ديدگاه خود شناخته و بجهت ناداني درباره‏ي جهان مبتلا به بيم و هراس نبوده است. اين متفکر با چنين ادعائي دو دليل تازه به دلايل اثبات وجود خداوندي آورده است. از طرف ديگر مي‏بايست با پيشرفت علم و جهان بينيها مسئله‏ي خدا و مذهب بکلي از جوامع منتفي شود، با اينکه عملا چنين چيزي وجود ندارد، بلکه گرايشهاي مذهبي و عرفاني در همه‏ي جوامع بطور روز افزون پيش مي‏رود. اشتغالات تخديري مانند بعضي از هنرها و مايعات الکلي و دعاوي اومانيستي نتوانسته است جلو پيشرفت اين گرايشها را بگيرد. اينکه گفته مي‏شود: هر اندازه علم پيشرفت کند، بي‏نيازي از خدا و مذهب بيشتر احساس مي‏شوند، زيرا پيشرفت علم نيست که با مذهب به پيکار برخيزد و هيچ دانشمند آگاهي براي طرد مذهب تاکنون به فرمولهاي علمي استناد ننموده است، بلکه آنچه که ديده مي‏شود اينست که دانشمنداني از زنگوله‏هائي که بپاي دين بسته‏اند، متنفرند و متديناني که استنتاج نارواي لامذهبي از علم را مي‏بينند، اظهار ناراحتي و انزجار از دانشمند مي‏نمايند. شگفتا، قرنهاي طولاني است که دين و علم را بجان هم انداخته‏اند، ولي تاکنون نه تنها هيچ يک از آندو، ديگري را بر زمين نزده است، بلکه هر دو قلمرو و مخصوص بخود، مشغول حرکت و انجام وظيفه بوده، گاهگاهي هم به کمک و تعاون همديگر مي‏شتابند. بلکه بقول افراد فراواني از دانشمندان و جهان بينان خردمند زيربناي مسائل علمي با اصول عالي دين اشباع شده است. اگر ترس باعث مي‏شود که... اگر ترس باعث مي‏شود که يک مشت انسانهاي بينوا و ناتوان با حمايت از آورندگان اديان برخيزند و اصول سازنده‏ي زندگي را بر جوامع تعليم بدهند. اگر ترس باعث مي‏شود که حتي خود آقاي راسل تمدن و فرهنگ مسلمانان (مردم ستمديده) را بستايد. اگر ترس باعث مي‏شود که عده‏اي با گرايش به اسلام برخيزند و انسان را به ارزش نهائي خود برسانند: انه من قتل نقصا بغير نفس او فساد في الارض فکانما قتل الناس جميعا و من احياها فکانما احيا الناس جميعا (بطور قطع، هر کس که انساني را بدون عنوان قصاص يا افساد در روي زمين بکشد، چنانست که همه‏ي انسانها را کشته است و هرکس که يک انسان را احياء نمايد، چنانست که همه‏ي انسانها را احياء نموده است). اگر ترس باعث مي‏شود که پک مشت انسانهاي ترسيده (مسلمانان) در اواخر قرن دوم هجري هشتاد دانشکده و کتابخانه‏اي داراي ششصد هزار مجلد کتاب در اسپانيا بوجود بياورند و بقول کارشناسان تاريخ علوم، علم را از سقوط حتمي نجات بدهند. اگر ترس باعث مي‏شود که اسلام نه تنها براي انسانها، بلکه حتي براي حيوانات هم عاليترين حقوق را بوجود بياورد. اگر ترس باعث مي‏شود که از ميان انسانهائي که توماس هابس معرفي مي‏کند، علي بن ابيطالب و ابوذرها ساخته شوند. اگر ترس باعث مي‏شود که وحشيترين اقوام تاريخ بنام مغول به سرزمين مردم ترسيده (مسلمانان) بريزند و آنان را پايمال کنند، ولي تدريجا خود آنان هويت انساني را از اسلام پذيرفته و تمدن بوجود بياورند. اگر ترس باعث مي‏شود که معظم‏ترين بيمارستانهاي دنيا در قرون وسطي مانند بيمارستان سلطان قلاوون در قاهره بوجود بيايد. اگر ترس باعث مي‏شود که کار چنان ارزش خود را دريابد که ارزش شناسان را در بهت فرو برد... اگر ترس عامل آنهمه پيشرفت و سازندگي درباره انسان است، ايکاش همه‏ي انسانها بترسند و همه‏ي جوامع از اين ترس انسان ساز و جهان ساز برخوردار باشند. قرآن گرايش به خدا را انگيزگي ترس و اضطراب توبيخ مي‏کند آيات قرآني با بيانات گوناگون گرايش به خدا را به انگيزگي ترس و اضطراب، توبيخ و محکوم مي‏نمايد. بعنوان نمونه: 1- و اذا مس الانسان الضر دعانا لجنبه او قاعدا او قائما فلما کشفنا عنه ضره مر کان لم يدعنا الي ضر مسه (و هنگاميکه ضرري بر انسان وارد مي‏گردد، ما را به پهلو و در حال نشستن و ايستادن مي‏خواند، و هنگاميکه ضرر را از وي مرتفع ساختيم، براه خود مي‏رود، گوئي همان نيست که ما را براي برطرف ساختن ضرري که به او وارد شده بود، مي‏خواند) پس از بررسي و تحقيق در مطالبي که در اين مبحث (ترس و مذهب) متذکر شديم. حال مي‏تواند تناقض گوئي بعضي از متفکران نامور مغرب زمين را در اين مبحث، ببينيد و در شگفتي فرو رويد. برتراندراسل به پيروي از بعضي متفکران قرن نوزدهم مي‏گويد: من اصولا فکر مي‏کنم که علت اين خواستاري (خواستاري مذهب که بشر در طي قرون از خود نشان داده است) ترس بوده است، چون بشر خود را تا حدي ناتوان مي‏بيند و سه عامل است که موجبات ترس او را فراهم مي‏آورد: يکي طبيعت است که بوسيله‏ي صاعقه به او ضربه مي‏زند، يا بوسيله‏ي زلزله او را در کام خود فرو مي‏برد و ديگر از عوامل ترس عامل خود انسان است که مي‏تواند همنوعان خود را بوسيله‏ي جنگ تلف کند. عامل سوم که ارتباط زيادي با مذهب دارد، شهوات شديد او هستند که مي‏توانند به انسان صدماتي وارد کنند و آنها در لحظات آرامش زندگي از آنچه از دست داده‏اند، پشيمان مي‏شوند و مذهب موجب مي‏شود که تعديلي در ترس و وحشت آنها به عمل آيد. ممکن است مطالعه کننده‏ي محترم بگويد: راسل در اين عبارات ترس را بعنوان انگيزه‏ي گرايش به مذهب مطرح نموده است، ولي صريحا اين ترس را محکوم ننموده است. پاسخ اين اعتراض روشن است، زيرا راسل آگاهتر از آنست که از معناي ترس که معلولي از ناتواني بشري است غفلت بورزد. ترس چنانکه در گذشته بيان نموديم عامل نفي مقاومت در برابر پديده‏ي مضر بوده و با برطرف شدن آن عامل مضر بايد مذهب نيز منتفي شود. در صورتيکه احتمال محاسبه‏ي فوق طبيعي در زندگي انسانها با هيچ دليلي تاکنون مردود شناخته نشده است وآنگهي راسل چگونه مي‏تواند ترس مزبور را سازنده تلقي کند، با اينکه در همين مصاحبه صريحا گفته است: مذهب براي بشر مضر بوده است. حال شما اين قضاوت انتقادي را در نظر بگيريد و سپس جملات زيرا را از همين راسل مطالعه فرمائيد: از گروه مردان بزرگي که در تاريخ بشري تجلي بيشتر نموده و بيشتر برجسته بوده‏اند ، عده‏اي در جهت منافع بشريت گام برداشته‏اند و گروهي ديگر درست در نقطه‏ي مقابل آنان بوده‏اند. عده‏اي نظير فقهاي بزرگ و نوآوران مذهبي تا آنجا که قدرت و توان داشته‏اند، کوشيده‏اند انسانها را مجبور سازند تا نسبت بيکديگر کمتر ظلم و تعدي روا دارند و نسبت به همنوع مهربانتر باشند، برخي از دانشمندان بما آگاهي بخشيده و امکان داده‏اند تا جريانات طبيعي را درک کنيم، هرچند ممکن است از اين آگاهيها و دانشها بخطا بهره جسته شود، ولي بهر حال في حد ذاته دانش چيز با شکوهي است. عده‏اي مانند شاعران و آهنگسازان و نقاشان به هستي و زندگي زيبائي بخشيده‏اند، به نحوي که در لحظات نوميدي و دلتنگي اين زيبائيها رنجهاي بشري را تحمل پذير مي‏سازد. اما عده‏اي ديگر از اين مردان بزرگ همانند آن عده‏ي نخست توانا و در مسيرشان کاملا موفق بوده‏اند، ولي آنچه که انجام داده‏اند درست در نقطه‏ي مقابل گروه اول بوده است. فکر نمي‏کنم از وجود چنگيز خان ثمره‏اي به بشريت رسيده باشد، من نمي‏دانم از روپسپير چه فايده‏اي به بشريت رسيده است و به سهم خويش هيچ دليلي نمي‏بينم که سپاسگزار لنين باشم. اما همه‏ي اين افراد اعم از خوب و بد داراي ويژگي مي‏باشند که من بهيچ روي آرزو نمي‏کنم که اين ويژگيها در جهان نابود گردد و آن قدرت و ابداع فردي، استقال فکري، و قدرت تخيلي فوق‏العاده بوده است. فردي که داراي اين ويژگيها است قادر است کارهاي خير بسيار کند، همانطور که مي‏تواند گام در راه شر گذارده بسيار آسيب برساند و اگر قرار باشد که بشريت در غرقاب تاريکي غوطه‏ور نشود، هرکس مي‏بايست آرزو نمايد بينشي را که اين افراد برتر بدست مي‏آورند، جهت نفع بشري باشد. احتمالا تفاوت اندکي بين طبيعت يک جاني و طبيعت يک سياستمدار وجود دارد. ملاحظه مي‏شود که راسل در اين تقسيم بندي عاليترين ارزشها را به علماي الهي و مذهب داده است. در عبارت ديگر مي‏گويد: بدعت گذاران اخلاقي و مذهبي تاثير عظيمي بر زندگي، انسانها نهاده‏اند. هرچند که بايد اذعان داشت که هميشه آن تاثيري را که مورد نظر آنان بوده است، بجاي نگذارده‏اند ولي من حيث المجموع اين تاثيرات مثبت و سودمند بوده است آيا ترس مي‏تواند آن دانش و بينش و احساس عظمت را بوجود بياورد که گروهي بانگيزگي مذهب، عاشقانه در جهت منافع بشري گام بردارند؟! 2- و ما بکم من نعمه فمن الله ثم اذا مسکم الضر فاليه تجارون. ثم اذا کشف الضر عنکم اذا فريق منکم بربهم يشرکون (هر نعمتي که براي شما است، از خداوند است سپس موقعي که ضرر بر شما رسيد، به او پناهنده مي‏شويد. سپس وقتي که ضرر را از شما منتفي ساخت، گروهي از شما به پروردگارشان شرک مي‏ورزند) توضيح جمله‏ي اول آيه، نعمتها و خوشيهاي زندگي را بياد مي‏آورد و بمردم هشدار مي‏دهد که همه‏ي حالات خوش زندگي هم از خدا است، چرا در آنموقع خدا را بياد نمي‏آوريد و فقط در موقع اضطرار پناهنده به او مي‏شويد!! 3- و لو رحمناهم و کشفنا ما بهم من ضر للجوا في طغيانهم يعمهون (و اگر ما به آنان رحم کنيم و ضرري را که به آنان رسيده است مرتفع بسازيم، در طغيانگري کورانه و گمراهانه‏ي خود لجاجت مي‏ورزند) 4- و اذا مس الناس ضر دعوا ربهم منيبين اليه ثم اذا خوله نعمه منه نسي ما کان يدعوا اليه من قبل و جعل لله اندادا ليضل عن سبيله قل تمتع بکفرک قليلا انک من اصحاب النار (و هنگاميکه براي مردم ضرري رسيد، پروردگارشان را در حاليکه به او بازگشت نموده‏اند، مي‏خوانند، سپس هنگاميکه نعمتي از خود به آنان بخشيد، آنچه را که پيش از حالت خوشي بسوي آن مي‏خواند، فراموش مي‏کند و براي خدا مثلها قرار مي‏دهد تا مردم را از راه خدا گمراه کند. بگو به اين انسان، از اين کفر و کفران که مي‏ورزي، اندکي بر خوردار باش، تو از دوزخياني) با دقت در سرتاسر قرآن، حتي يک آيه هم پيدا نمي‏شود، که ترس و اضطرار و نکبت را دليل وجود خدا و واقعيت دين مطرح نمايد. اگرچه مقداري از ترس و ناتوانيها را به نظم عالم هستي که جلوه گاه مشيت او است، نسبت مي‏دهد، چنانکه ساير شئون و پديده‏هاي حيات را هم با نظر به نظام هستي بخود نسبت مي‏دهد. بنابراين ملاحظات، روشن مي‏شود که پناهندگي و گرايش انسان در موقع ترس و اضطراب و ناتواني به خدا، يکي از فوايد دين است و چه فايده‏ي بزرگي، و چه عامل مهمي براي بخود آمدن و بيرون آمدن از لجن ناآگاهيها و بي‏بند و باريها. درست است که عامل منحصر گرايش به خدا و عالم فوق طبيعت براي برخي از مردم، فقط ترس و تيره روزي و اضطرار است، ولي در برابر اين گروه، عده‏اي فراوانتر از آنان وجود دارند که جمال و جلال آفرينش و شکوفائيها و خنده‏هاي رواني و لذايذ معقول را عامل گرايش به خدا و فوق طبيعت تلقي مي‏نمايند. و با نظر به ريشه‏هاي اصلي دين گرايي و با نظر به دو گروه مخالف در عامل دين گرايي با طرز زبر داشت انسانها در موقعيتهاي مختلف از دين، کار نادرستي است که ممکن است مسائل انسان شناسي را تاريک و ابهام انگيز نمايد. يکي از بهتر ين منابع اين حقيقت که با نظر به ريشه‏هاي عميق خداگرايي بايستي حالات خوشي و ناخوشي انسانها در برابر دين فرق ننمايد، همين جمله‏ي اميرالمومنين عليه‏السلام است که مي‏فرمايد: در هنگام خوشي و رغبت چنان عمل کنيد که در موقع ترس و وحشت عمل مي‏کنيد. الا و اني لم ار کالجنه نام طالبها و لا کالنار نام هاربها (هشيار باشيد، من نديده‏ام مانند کسي را که جوياي بهشت باشد و بخوابد و گريزان از آتش باشد و در خواب فرو رود) در اين درگه شبي بيدار باشيد اجزا عالم هستي بيکران چنان بي‏سر و صدا و خاموش بکار خود مشغولند که ما در خواب رفتگان گهواره‏ي طبيعت چنين مي‏پنداريم که همه‏ي کاينات اين جهان سترگ بخواب عميق فرو رفته‏اند. همه‏ي ما ديده‏ايم که وقتي شخص يا اشخاصي در پيرامون ما بخواب فرو روند، تدريجا ما را هم خواب در خود فرو مي‏برد. آنچه که درباره‏ي آن نمي‏انديشيم، بهر سو مي‏نگريم حرکت را با نظم و قانون مي‏بينيم، قوانين همه‏ي علوم با گوياترين بيان بيصدا فرياد مي‏زنند: قطره‏اي کز جويباري مي‏رود از پي انجام کاري مي‏رود پروين اعتصامي بلي خود همين قوانين مي‏گويند که: اگر يک ذره را برگيري از جاي خلل يابد همه عالم سراپاي شبستري و مي‏گويند: خراميدن لاجوردي سپهر همان گرد گرديدن ماه و مهر مپندار کز بهر بازيگريست سرا پرده‏اي از اينچنين سر سريست در اين پرده يکرشته بيکار نيست سر رشته بر ما پديدار نيست براي کسيکه در اين دنيا در خواب خرگوشي فرو رفته است، بيداري دستي که گهواره‏اش را مي‏جنباند، کاملا پيدا است. و براي کسيکه از خواب خرگوشي روياهاي دلپذير و آرمانهاي زندگي را مي‏جويد، نه تنها گرداننده‏ي گهواره‏اش را بيدار نمي‏بيند، بلکه حتي انسانهاي بيدار را که همه‏ي لحظات زندگي خود را در اين سراي بيدار و بيداري بخش سپري مي‏کنند، بخواب رفتگاني مي‏دانند که فريادهاي هشيار باشيد، بيدار باشيد، آگاه باشيد آنانرا هذيانهاي خواب آلودگان تلقي مي‏کنند!! بله، چون شما سوي جمادي مي‏رويد آگه از جان جمادي کي شويد؟! جمله اجزا در تحرک در سکون ناطقان کانا اليه راجعون ذکر تسبيحات اجزاء نهان غلغلي افکنده در اين آسمان جمله اجزا زمين و آسمان با تو مي‏گويند روزان و شبان ما سميعيم و بصيريم و هوشيم با شما نامحرمان ما خامشيم خامشيم و نعره‏ي تکرارمان مي‏رود تا پايتخت يارمان مولوي براي کسيکه واقعا از عشق برين برخوردار است، چه سکوني و چه خوابي؟! مگر کشش عشق برين که او را در جاذبه‏ي کمال به تکاپو در مي‏آورد، مجالي به خواب و مستي مي‏دهد؟! براي کسيکه فرار رسيدن ساعت تجسم گفتار و کردارهاي زشتش حتمي است، چگونه مي‏تواند دست از پاک کردن درون از نتايج رسوب شده‏ي آنها بردار و در خواب راحت بيارامد؟ الا و انه من لاينفعه الحق يضره الباطل و من لايستقيم به الهدي يجر به الضلال الي الردي (هشيار باشيد، کسي را که حق سودش نبخشد، باطل ضررش خواهد زد و کسي را که هدايت راستش نسازد، گمراهي به هلاکتش خواد کشيد) اگر حق براي فرد يا جامعه‏اي سودي نبخشد باطل تباهش خواهد ساخت حق بيک معني نظم بنيادين انساني در دو قلمرو فرد و اجتماع است. بر هم زدن اين نظم بنيادين با فريفتن خود با اينکه امکان زندگي کردن در اشکال ديگر نيز وجود دارد نه ضرري به حق وارد مي‏آورد و نه باطل را عامل نظم بنيادين مي‏سازد. حق، هميشه حق بوده و حق خواهد بود. و چنانکه در مباحث گذشته گفتيم: هرگز وارد ميدان نبرد با قدرت و باطل نمي‏گردد، تا گاهي شکست بخورد و گاهي ديگر پيروز گردد. و باطل هميشه باطل بوده و باطل خواهد بود. اگر هم در جولانگاه اميال و خودخواهيها ميدان را به دست بگيرد، چنانکه اميرالمومنين فرموده است: باز دولت حقيقي از آن حق است. بهمين جهت است که انحراف و روي گردانيدن از حق، باطل را از باطل بودن و مختصاب آن که تباهي نظم بنيادين زندگي است، از بين نمي‏برد. آنانکه حق و باطل را دو مفهوم اعتباري يا ساختگي تلقي نموده و اصالت را تنها در خود نفس کشيدن و غوطه خوردن در شهوات و هوا و هوسها مي‏دانند، يا واقعا معناي حق و باطل را درک نکرده‏اند، (که اين جهالت قطعا کشف از جهالت به موجوديت خويش مي‏نمايد) و يا نتوانسته‏اند در مسير

ادامه مطلب...


ترجمه فارسی نهج البلاغه درباره معاويه
از سخنان آن حضرت عليه‏السلام است (در نادرست بودن گمان کسي که اعتقاد داشت انديشه معاويه رساتر و تدبيرش بهتر از آن بزرگوار است): سوگند به خدا معاويه از من زيرکتر نيست، وليکن او بيوفائي و خيانت کرده و معصيت و نافرماني مينمايد (در هر امري مکر و حيله بکار برده به عهد و پيمان پابند نيست، از اين رو نادان تصور ميکنند اين از زيرکي و دانائي او است) و اگر مکر و بيوفائي نکوهيده نبود (خداوند عذاب براي آن مقرر نفرموده بود) من زيرکترين مردم بودم، ولي (بدانيد که) هر مکر و بيوفائي گناهي است، و هر گناهي نافرماني است، و روز قيامت براي هر عهد و پيمان‏شکني پرچم و نشانه‏اي است که به آن شناخته مي‏شود (گناهش آشکار بوده به آتش ميبردش) و سوگند به خدا من غافلگير نمي‏گردم تا درباره‏ام مکر و حيله بکار برند (چون هميشه به مکر و خدعه آنها آگاهم) و در سختي و گرفتاري عاجز و ناتوان نمي‏شوم (زيرا از همه کس تواناترم، ولي براي پيروي از دستور خدا و رسول از آنچه رضاي آنها نيست چشم مي‏پوشم، و اين دليل برتري و تواناتري راي و انديشه ديگري از من نيست که او پيرو شيطان و هواي نفس بوده، و من در هر امري خدا را در نظر مي‏گيرم). متن عربی نهج البلاغه ( وَ مِنْ کَلامٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ: ) وَ اللَّهِ ما ‏مُعاوِيَةُ بِأَدْهى مِنِّى، وَ لکِنَّهُ يَغْدِرُ وَ يَفْجُرُ، وَ لَوْلا کَراهِيَةُ الْغَدْرِ لَکُنْتُ مِنْ أَدْهَى النّاسِ، وَ لکِنْ ‏کُلّ‏ ‏غَدْرَةٍ ‏فَجْرَةٌ وَ ‏کُلّ‏ فَجْرَةٍ کَفْرَةٌ، وَ ‏لِکُلّ‏ ‏غادِرٍ ‏لِواءٌ ‏يُعْرَفُ‏ ‏بِهِ‏ ‏يَوْمَ‏ ‏الْقِيمَةِ. وَ اللَّهِ ما أُسْتَغْفَلُ بِالْمَکِيدَةِ، وَ لا ‏أُسْتَغْمَزُ بالشَّدِيدَةِ.

ادامه مطلب...

ترجمه فارسی نهج البلاغه آفريدگار توانا
خداشناسي
ستايش خداوندي را سزاست که شناخته شد بي آنکه ديده شود، و آفريد بي آنکه دچار رنج و زحمتي گردد، با قدرت خود پديده‏ها را آفريد، و با عزت خود گردنکشان را بنده خويش ساخت، و با بخشش خود بر همه بزرگان برتري يافت، او خدايي است که دنيارا مسکن مخلوقات برگزيد، و پيامبران خود را به هدايت جن و انس فرستاد، تا دنيا را آنگونه که هست بشناسانند، و از زيانهاي دنيا برحذر دارند، و با مطرح کردن مثلها، عيوب دنياپرستي را نشان دهند، و آنچه را که مايه عبرت است تذکر دهند، از تندرستيها و بيماريها، از حلال و حرام، و آنچه را که خداوند براي بندگان اطاعت‏کننده و نافرمان، از بهشت و جهنم آماده کرده، که وسيله کرامت يا سقوط و پستي است بازگو نمايند. خدا را ستايش مي‏کنم چنانکه خود از بندگان خواسته است، و براي هر چيزي اندازه‏اي قرار داده و براي هر اندازه‏اي مدتي معين کرده، و هر مدتي را حسابي مقرر داشته است.
ويژگيهاي قرآن
قرآن فرماندهي بازدارنده، و ساکتي گويا، و حجت خدا بر مخلوقات است، خداوند پيمان عمل کردن به قرآن را از بندگان گرفته، و آنان را در گرو دستوراتش قرار داده است، نورانيت قرآن را تمام، و دين خود را به وسيله آن کامل فرمود، و پيامبرش را هنگامي از جهان برد که از تبليغ احکام قرآن فراغت کامل فرمود، و پيامبرش را هنگامي از جهان برد که از تبليغ احکام قرآن فراغت يافته بود، پس خدا را آنگونه بزرگ بشماريد که خود بيان داشته است. خداوند چيزي از دينش را پنهان نکرده، و آنچه مورد رضايت يا خشم او بود وانگذاشته، جز آنکه نشانه‏اي آشکار، و آيتي استوار براي آن قرار داده است، که به سوي آن دعوت يا پرهيز داده شوند، پس خشنودي و خشم خدا در گذشته و حال يکسان است. بدانيد همانا خداوند از شما خشنود نمي‏شود بکاري که بر گذشتگان خشم گرفته، و خشم نمي‏گيرد بکاري که بر گذشتگان خشنود بود، شما در راهي آشکار قدم برمي‏داريد، و سخن گذشتگان را تکرار مي‏کنيد، خداوند نيازمنديهاي دنياي شما را کفايت کرده و به شکرگزاري وادارتان ساخت، و ياد خويش را بر زبانهاي شما لازم شمرد.
سفارش به پرهيزگاري
خدا شما را به پرهيزگاري سفارش کرد، و آن را نهايت خشنودي خود، و خواستش از بندگان قرار داده است، پس بترسيد از خدايي که در پيشگاه او حاضريد، و اختيار شما در دست اوست، و همه حالات و حرکات شما را زير نظر دارد. اگر چيزي را پنهان کنيد مي‏داند، و اگر آشکار کرديد ثبت مي‏کند، براي ثبت اعمال، فرشتگان بزرگواري را گمارده که نه حقي را فراموش، و نه باطلي را ثبت مي‏کنند. (آگاه باشيد! آن کس که تقوا پيشه کند و از خدا بترسد، از فتنه‏ها نجات مي‏يابد) و بانور هدايت از تاريکيها مي‏گريزد، و به بهشت و آنچه که دوست دارد جاودانه دسترسي پيدا مي‏کند، خدا او را در منزل کرامت خويش مسکن مي‏دهد، خانه‏اي که مخصوص خداست، سقف آن عرش پروردگاري، و روشنايي آن از جمال الهي، و زائرانش فرشتگان، و دوستان و هم‏نشينانش پيامبران الهي، مي‏باشند. پس به سوي قيامت بشتابيد، و پيش از آنکه مرگ آنها را در کام خود مي‏کشد، و در توبه بسته مي‏شود، شما امروز بجاي کساني زندگي مي‏کنيد که قبل از شما بودند و ناگهان رفتند و پس از مرگ تقاضاي بازگشت به دنيا کردند.
ضرورت ياد قيامت و عذاب الهي
مردم! شما چونان مسافران در راهيد، که در اين دنيا فرمان کوچ داده شديد، که دنيا خانه اصلي شما نيست و به جمع‏آوري زاد و توشه فرمان داده شديد. آگاه باشيد! اين پوست نازک تن، طاقت آتش دوزخ را ندارد پس به خود رحم کنيد، شما مصيبتهاي دنيارا آزموديد، آيا ناراحتي يکي از افراد خود را بر اثر خاري که در بدنش فرو رفته، يا در زمين خوردن پايش مجروح شده، يا ريگهاي داغ بيابان او را رنج داده، ديده‏ايد که تحمل آن مشکل است؟ پس چگونه مي‏شود تحمل کرد که در ميان دو طبقه آتش، در کنار سنگهاي گداخته، همنشين شيطان باشيد؟ آيا مي‏دانيد وقتي مالک دوزخ بر آتش غضب کند، شعله‏ها بر روي هم مي‏غلطند و يکديگر را مي‏کوبند؟ و آنگاه که بر آتش بانگ زند ميان درهاي جهنم به هر طرف زبانه مي‏کشد؟
اي پير سالخورده! که پيري وجودت را گرفته است، چگونه خواهي بود آنگاه که طوقهاي آتش به گردنها انداخته شود، و غل و زنجيرهاي آتشين به دست و گردن افتد؟ چنانکه گوشت دستها را بخورد؟
روش استفاده از دنيا
پس خدا را! خدا را! اي جمعيت انسانها پروا کنيد! حال که تندرستيد نه بيمار، و در حال گشايش هستيد نه تنگ‏دست، در آزادي خويش پيش از آن که درهاي اميد بسته شود بکوشيد، در دل شبها با شب زنده‏داري، و پرهيز از شکمبارگي به اطاعت برخيزيد، با اموال خود انفاق کنيد، از جسم خود بگيريد و بر جان خود بيفزاييد، و در بخشش بخل نورزيد که خداي سبحان فرمود: (اگر خدا را ياري کنيد، شما را پيروز مي‏گرداند و قدمهاي شما را استوار مي‏دارد) و فرمود: (کيست که به خدا قرض نيکو دهد؟ تا خداوند چند برابر عطا فرمايد، و براي او پاداش بي‏عيب و نقصي قرار دهد) درخواست ياري از شما به جهت ناتواني نيست، و قرض گرفتن از شما براي کمبود نمي‏باشد، در حالي از شما ياري خواسته که: (لشکرهاي آسمان و زمين در اختيار اوست و خدا نيرومند و حکيم است) و در حالي طلب وام از شما دارد که گنجهاي آسمان و زمين به او تعلق دارد و خدا بي‏نياز و حميد است، بلکه خواسته است شما را بيازمايد که کدام يک از شما نيکوکارتريد، پس به اعمال نيکو مبادرت کنيد، تا با همسايگان خدا در سراي او باشيد که هم‏نشينان آنها پيامبران، و زيارت کنندگانشان فرشتگانند، و چنان گرامي داشته مي‏شوند که صداي آهسته آتش را نشنوند، و به بدنهايشان هيچگونه رنج و ناراحتي نرسد، (اين بخشش خداست به هر کس بخواهد مي‏دهد و خدا صاحب بخشش بزرگ است)، من آنچه را مي‏شنويد مي‏گويم، و خداوند را به ياري خود و شما مي‏خوانم که او کفايت‏کننده و بهترين وکيل است. متن عربی نهج البلاغه وَ مِنْ خُطْبَةٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ: الْحَمْدُ لِلَّهِ الْمَعْرُوفِ مِنْ غَيْرِ رُؤْيَةٍ، الْخالِقِ مِنْ غَيْرِ ‏مَنصَبَةٍ، خَلَقَ الْخَلائِقَ بِقُدْرَتِهِ، وَ اسْتَعْبَدَ الْأَرْبابَ بِعِزَّتِهِ، وَ سادَ الْعُظَماءَ بِجُودِهِ وَ هُوَ الَّذِى أَسْکَنَ الدُّنْيا خَلْقَهُ، وَ بَعَثَ إِلَى الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ رُسُلَهُ، لِيَکْشِفُوا لَهُمْ عَنْ غِطائِها، وَ لِيُحَذِّرُوهُم مِنْ ضَرَّائِها، وَ لِيَضْرِبُوا لَهُمْ ‏أَمْثالَها وَ لِيُبَصِّرُوهُمْ عُيُوبَها وَ ‏لِيَهْجُمُوا ‏عَلَيْهِمْ‏ ‏بِمُعْتَبَرٍ مِنْ ‏تَصَرُّفِ‏ ‏مَصاحِّها وَ أَسْقامِها، وَ ‏حَلالِها ‏وَ ‏حَرامِها، وَ ما أَعَدَّ اللَّهُ سُبْحانَهُ لِلْمُطِيعِينَ مِنْهُمْ وَ الْعُصاةِ مِنْ جَنَّةٍ وَ نارٍ وَ کَرامَةٍ وَ هَوانٍ. أَحْمَدُهُ إِلى نَفْسِهِ کَمَا ‏اسْتَحْمَدَ إِلى خَلْقِهِ، ‏جَعَلَ‏ لِکُلِّ شَىْ‏ءٍ قَدْراً، وَ لِکُلِّ قَدْرٍ أَجَلًا، وَ لِکُلِّ أَجَلٍ کِتاباً.
مِنْها فِى ذِکْرِ الْقُرانِ: فَالْقُرانُ امِرٌ زاجِرٌ، وَ صامِتٌ ناطِقٌ، حُجَّةُ اللَّهِ عَلى خَلْقِهِ، أَخَذَ ‏عَلَيْهِمْ‏ ‏مِيثاقَهُمْ‏، وَ ‏ارْتَهَنَ‏ ‏‏عَلْيهِمْ‏‏ ‏‏أَنْفُسَهُمْ‏‏، أَتَمَّ نُورَهُ، وَ ‏أَکْمَلَ‏ بِهِ دِينَهُ، وَ قَبَضَ نَبِيَّهُ، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ، وَ قَدْ فَرَغَ إِلَى الْخَلْقِ مِنْ أَحْکامِ الْهُدى بِهِ، فَعَظَّمُوا مِنْهُ سُبْحانَهُ ما عَظَّمَ مِنْ نَفْسِهِ، فَإِنَّهُ لَمْ يُخْفِ عَنْکُمْ شَيْئاً مِنْ دِيْنِهِ، وَ لَمْ يَتْرُکْ شَيْئاً رَضِيَهُ أَوْ کَرِهَهُ إِلّا وَ جَعَلَ لَهُ عَلَماً بادِياً، وَ ايَةً مُحْکَمَةً تَزْجُرُ عَنْهُ أَوْ تَدْعُو إِلَيْهِ، فَرِضاهُ فِيما بَقِىَ واحِدٌ، وَ سَخَطُهُ فِيما بَقِىَ واِحدٌ.
وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ لَنْ يَرْضى عَنْکُمْ بِشَىْ‏ءٍ سَخِطَهُ عَلى مَنْ کانَ قَبْلَکُمْ، وَ لَنْ يَسْخَطَ عَلَيْکُمْ بِشَىْ‏ءٍ رَضِيَهُ مِمَّنْ کانَ قَبْلَکُمْ، وَ إِنَّما تَسِيرُونَ فِى أَثَرٍ بَيِّنٍ، وَ تَتَکَلَّمُونَ بِرَجْعِ قَوْلٍ قَدْ قالَهُ الرِّجالُ مِنْ قَبْلِکُمْ، قَدْ کَفاکُم مَؤُونَةَ دُنْياکُمْ، وَ حَثَّکُمْ عَلَى الشُّکْرِ، وَ افْتَرَضَ مِنْ أَلْسِنَتِکُمُ الذِّکْرَ. وَ أَوْصاکُمْ بِالتَّقْوى، وَ جَعَلَها مُنْتَهى رِضاهُ وَ حاجَتَهُ مِنْ خَلْقِهِ. فَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِى أَنْتُمْ ‏بِعَيْنِهِ‏، وَ نَواصِيکُمْ بِيَدِهِ، وَ تَقَلُّبُکُمْ فِى قَبْضَتِهِ، إِنْ أَسْرَرْتُمْ عَلِمَهُ، وَ إِنْ أَعْلَنْتُمْ کَتَبَهُ، قَدْ وَکَّلَ ‏بِذلِکَ‏ حَفَظَةً کِراماً، لا يُسْقِطُونَ حَقّاً، وَ لا يُثْبِتُونَ باطِلًا. وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ ‏مَنْ‏ ‏يَتَّقِ‏ ‏اللَّهَ‏ ‏يَجْعَلْ‏ ‏لَهُ‏ ‏مَخْرَجاً مِنَ الْفِتَنِ، وَ نُوراً مِنَ الظُّلَمِ، وَ يُخَلِّدْهُ فِيمَا اشْتَهَتْ نَفْسُهُ، وَ يُنزِلْهُ ‏مَنْزِلَ‏ الْکَرامَةِ عِنْدَهُ فِى دارٍ اصْطَنَعَها لِنَفْسِهِ: ظِلُّها عَرْشُهُ، وَ نُورُها بَهْجَتُهُ، وَ زُوَّارُها مَلائِکَتُهُ، وَ رُفَقاؤُها رُسُلُهُ، فَبادِرُوا الْمَعادَ، وَ سابِقُوا الاجالَ. فَإِنَّ النّاسَ يُوشِکُ أَنْ يَنقَطِعَ بِهِمُ الْأَمَلُ، وَ ‏يَرْهَقَهُمُ‏ ‏الْأَجَلُ‏، وَ يُسَدَّ عَنْهُمْ بابُ التَّوْبَةِ، فَقَدْ أَصْبَحْتُمْ فِى مِثْلِ ما سَأَلَ إِلَيْهِ ‏الرَّجْعَةَ مَنْ کانَ قَبْلَکُمْ، وَ أَنْتُمْ بَنُو سَبِيلٍ عَلى سَفَرٍ مِنْ دارٍ لَيْسَتْ بِدارِکُمْ، وَ قَدْ أُوذِنْتُمْ مِنْها بِالْاِرْتِحالِ وَ أُمِرْتُمْ فِيها بِالزّادِ. وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ لَيْسَ لِهذَا الْجِلْدِ الرَّقِيقِ صَبْرٌ عَلَى النَّارِ، فَارْحَمُوا نُفُوسَکُمْ فَإِنَّکُمْ قَدْ جَرَّبْتُموها فِى مَصائِبِ الدُّنْيا. أَفَرَأَيْتُمْ جَزَعَ أَحَدِکُم مِنَ الشَّوْکَةِ تُصِيبُهُ، وَ الْعَثْرَةِ تُدْمِيهِ، وَ الرَّمْضاءِ تُحْرِقُهُ؟ فَکَيْفَ إِذا کانَ بَيْنَ طابَقَيْنِ مِنْ نارٍ ضَجِيعَ حَجَرٍ وَ قَرِينَ شَيْطانٍ أَعَلِمْتُمْ أَنَّ ‏مالِکاً إِذا غَضِبَ عَلَى النَّارِ حَطَمَ بَعْضُها بَعْضاً لِغَضَبِهِ، وَ إِذا زَجَرَها تَوَثَّبَتْ بَيْنَ أَبْوابِها جَزَعاً مِنْ زَجْرَتِهِ؟!
أَيُّهَا ‏الْيَفَنُ‏ الْکَبِيرُ الَّذِى قَدْ ‏لَهَزَهُ‏ ‏الْقَتِيرُ! کَيْفَ أَنتَ إِذَا الْتَحَمَتْ أَطْواقُ النّارِ بِعِظامِ الْأَعْناق، وَ ‏نَشِبَتِ‏ ‏الْجَوامِعُ‏ حَتّى أَکَلَتْ لُحُومَ السَّواعِدِ فَاللَّهَ اللَّهَ، مَعْشَرَ الْعِبادِ، وَ أَنْتُمْ سالِمُونَ فِى الصِّحَّةِ قَبْلَ السُّقْمِ، وَ فِى الْفُسْحَةِ قَبْلَ الضِّيْق، فَاسْعَوْا فِى فَکاکِ رِقابِکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ ‏تُغْلَقَ‏ ‏رَهائِنُها، أَسْهِرُوا عُيُونَکُمْ، وَ أَضْمِرُوا بُطُونَکُمْ، وَ اسْتَعْمِلُوا أَقْدامَکُمْ، وَ أَنْفِقُوا أَمْوالَکُمْ، وَ خُذُوا مِنْ أَجْسادِکُمْ ‏تَجُودُوا بِها عَلى أَنْفُسِکُمْ وَ لا تَبْخَلُوا بِها عَنْها، فَقَدْ قالَ اللَّهُ سُبْحانَهُ: ‏إِنْ‏ ‏تَنْصُرُوا ‏اللَّهَ‏ ‏يَنْصُرْکُمْ‏ ‏وَ، ‏يُثَبِّتْ‏ ‏أَقْدامَکُمْ‏ وَ قالَ تَعالى: ‏مَنْ‏ ‏ذَا ‏الَّذِى‏ ‏يُقْرِضُ‏ ‏اللَّه‏ ‏قَرْضاً ‏حَسَناً ‏فَيُضاعِفَهُ‏ ‏لَهُ‏ ‏و ‏لَهُ‏ ‏أَجْرٌ ‏کَرِيمٌ‏ فَلَمْ يَسْتَنْصِرْکُم مِنْ ذُلٍّ، وَ لَمْ يَسْتَقْرِضْکُم مِنْ قُلٍّ، اسْتَنصَرَکُمْ وَ لَهُ ‏جُنُودُ ‏السَّمواتِ‏ ‏وَ ‏الْاَرْضِ‏ ‏وَ ‏هُوَ ‏الْعَزِيزُ ‏الْحَکِيمُ‏، وَ اسْتَقْرَضَکُمْ وَ ‏لَه‏ ‏خَزائِنُ‏ ‏السَّمَواتِ‏ َ‏و ‏الْأَرْضِ‏ ‏وَهُوَ ‏الْغَنِىّ‏ ‏الْحَمِيدُ، ‏وَ ‏إِنَّما ‏أَرادَ أَنْ ‏‏يَبْلُوَکُمْ‏‏ ‏أَيُّکُمْ‏ ‏أَحْسَنُ‏ ‏عَمَلًا. فَبادِرُوا بِأَعْمالِکُمْ تَکُونُوا مَعَ جِيرانِ اللَّهِ فِى دارِهِ، رافَقَ بِهِمْ رُسُلَهُ، وَ أَزارَهُمْ مَلائِکَتَهُ، وَ أکْرَمَ أَسْماعَهُمْ ‏أَنْ‏ ‏تَسْمَعَ‏ ‏حَسِيسَ‏ نارٍ أَبَداً، وَ صانَ أَجْسادَهُمْ أَنْ تَلْقى ‏لُغُوباً وَ ‏نَصَباً ‏ذلِکَ‏ ‏فَضْلُ‏ ‏اللّهِ‏ ‏يُؤْتِيهِ‏ ‏مَن‏ ‏يَشاءُ ،وَ ‏اللَّهُ‏ ‏ذُو ‏الْفَضْلِ‏ ‏الْعَظِيمِ‏. أَقُولُ ما تَسْمَعُونَ، وَ اللَّهُ الْمُسْتَعانُ عَلى نَفْسِى وَ أَنفُسِکُمْ، وَ هُوَ ‏حَسْبُنا وَ نِعْمَ الْوَکيلُ.

ادامه مطلب...

 

 

شکست شالکه و وردربرمن در گام اول

 

شکست شالکه و وردربرمن در گام اول

تيم هاي مدعي وردربرمن و شالکه فصل جديد فوتبال آلمان را با شکست آغاز کردند.

هفته‌ي نخست بوندسليگا با انجام شش ديدار شنبه شب پيگيري شد و در ديدارهاي مهم وردربرمن در زمين هوفنهايم با نتيجه 4 بر يک به سختي تن به شکست داد تا غيبت مسعود اوزيل بيش از پيش به چشم آيد.

در ديگر ديدار برگزار شده هامبورگ با نتيجه 2 بر يک شالکه را شکست داد. هر دو گل هامبورگ را در اين ديدار رود فان نيستلروي به ثمر رساند و فارفان تنها يکي از گل هاي خورده را جبران کرد.

در 4 ديدار ديگر هفته نخست اين نتايج به دست آمد:

کلن يک - کايزرس لاترن 3

سن پائولي 3- - فرايبورگ يک

هانوفر 2 - اينتراخت فرانکفورت يک

مونشن گلادباخ يک - نورنبرگ يک

هفته نخست بوندس ليگا يک شنبه با انجام دو ديدار به پايان مي رسد. ماينس در خانه ميزبان اشتوتگارت است و باير لورکوزن ميهمان بورسيا دورتمند خواهد بود.

پيش از اين بايرن مونيخ در نخستين ديدار هفته اول بوندس ليگا جمعه شب با نتيحه 2 بر يک ميهمان خود ولفسبورگ را از پيش رو برداشته بود.

هم اکنون در جدول رده بندي بوندسليگا هوفنهايم با 3 امتياز و به دليل تفاصل گل بهتر در صدر قرار دارد و بايرن مونيخ، هامبورگ و هانوفر با شرايط کاملا مشابه در مکان هاي بعدي ايستاده‌اند.



ادامه مطلب...
abadehonline 2017-03-17

 

 

سريالهاي ماه رمضان

 

تلويزيون براساس سنت هميشگي‌اش همه‌‌ساله در كنار برنامه‌هاي مذهبي ويژه ماه رمضان، سريال‌هاي داستاني مناسبتي را هم براي ماه مبارك روانه آنتن مي‌كند.

اين سريال‌ها كه حال و هوايي معنوي دارند، تكميل‌كننده برنامه‌هاي مستند و جنگ گونه سيما هستند و مفاهيم اخلاقي و ديني را در قالب داستان‌هايي جذاب و پراوج و فرود به مردم منتقل مي‌كنند. امسال شبكه‌هاي مختلف تلويزيون با 5‌سريال متنوع به استقبال ماه مبارك رمضان مي‌روند. هم‌اكنون دست‌اندركاران سريال‌هاي شبكه‌هاي مختلف مشغول به پايان رساندن آخرين مراحل توليد مجموعه‌هاي مناسبتي ماه رمضان هستند.

نكته قابل توجه در كار‌هاي امسال اين است كه بيشتر سريال‌ها در ژانر اجتماعي و ديني تهيه شده و كفه كارهاي كمدي سبك‌تر شده است. امسال فقط شبكه تهران اقدام به ساخت سريالي كمدي با عنوان نون و ريحون كرده است.

 

حضور فوتباليست‌ها در سريال در مسير زاينده رود

تاكنون تصويربرداري 80 درصد از سريال در‌مسير زاينده رود ساخته حسن فتحي به پايان رسيده و تدوين همزمان كار در حال انجام است.موضوع ورزشي اين سريال باعث شده كه مطبوعات ورزشي نيز به آن توجه زيادي نشان بدهند. حسن فتحي در سريال در مسير زاينده رود به موضوع دستمزدهاي كلان فوتباليست‌ها و اخلاق ورزشي پرداخته است.

آرش برهاني و كريم باقري 2 بازيكن تيم‌هاي استقلال و پرسپوليس چند روز پيش در مجموعه تلويزيوني در مسير زاينده ‌رود جلوي دوربين رفتند. كارگرداني اين مجموعه تلويزيوني كه از شبكه يك سيما پخش خواهد شد، به ‌عهده حسن فتحي كارگردان سريال ميوه ممنوعه است كه چند سال پيش از شبكه 2 سيما پخش شد.

داستان اين سريال مربوط به يك فوتباليست است كه در سانحه رانندگي موجب مرگ يك مرد مي‌شود.در ادامه داستان 6 نفر ديگر از بازيكنان فوتبال به ايفاي نقش در سريال «در مسير زاينده‌رود» پرداختند كه احمد جمشيديان، وحيد شمسايي، مهدي جعفرپور، فرشيد طالبي، اسماعيل فرهادي و محمد سلسالي جزو اين فوتباليست‌ها هستند. عليرضا نادري كه پيش از اين در مجموعه‌هاي ميوه ممنوعه و اشك‌ها و لبخند‌ها با حسن فتحي همكاري كرده بود، فيلمنامه كار تازه اين كارگردان را نوشته و افشين يداللهي ترانه‌ اين مجموعه را سروده است.

احسان خواجه اميري هم تيتراژ سريال را با نگاهي به موسيقي سنتي اصفهان ساخته است. در مجموعه در مسير زاينده‌رود مسعود رايگان، حسين محجوب، مهدي باقربيگي، مهرانه مهين ترابي، اشكان خطيبي، بهنوش طباطبايي، پرديس افكاري، مهرداد ضيايي، هومن برق نورد، افسانه پاكرو و... بازي مي‌كنند.

در ساخت اين سريال افشين احمدي (مدير تصويربرداري)، سعيد ملكان (طراح چهره‌پردازي)، خسرو كيوانمهر (مدير صدا)، پيام فروتن (طراح صحنه و لباس)، بابك رضاخاني(تدوين) و مجتبي خادم‌زاده (مدير برنامه‌ريزي) مشاركت داشته‌اند.

 

سريالهاي ماه رمضان

 

ادامه تصويربرداري ملكوت در بيمارستان

سريال «ملكوت» براي گروه فيلم و سريال شبكه 2 سيما در 30 قسمت 30 دقيقه‌اي تهيه مي‌شود.

13 قسمت از سريال «ملكوت» به كارگرداني محمدرضا آهنج آماده پخش شده و تصويربرداري بقيه قسمت‌هاي آن در حال انجام است. محسن شايان‌فر،‌ تهيه‌كننده اين سريال در گفتگو با روزنامه جام‌جم از اتمام 70 درصد تصويربرداري كار خبر داد و گفت: گروه تصويربرداري هم‌اكنون در لوكيشن بيمارستاني در خيابان صيادشيرازي مشغول به كار هستند. اين سريال به زندگي مردي متمول به نام حاج فتاح مي‌پردازد كه در ابتداي ماه مبارك بر اثر سانحه‌اي به بيمارستان منتقل مي‌شود.

محمدرضا شريفي‌نيا، احمد نجفي، رضا رويگري، علي دهكردي، كوروش تهامي، نيما شاهرخ‌شاهي، آهو خردمند، پروانه معصومي، منوچهر آذري، ايرج نوذري بازيگراني هستند كه در اين سريال ديده خواهند شد.

برخي از دست‌اندركاران اين سريال عبارتند از: احمدرضا معتمدي(نويسنده)، فرشاد گل‌سفيدي (مديرتصويربرداري)، مهدي بدرلو (مديرتوليد)، سيدحسين عالي‌نژاد (طراح صحنه و لباس) و داوود يارندپور (‌هماهنگي توليد و روابط عمومي).

 

 

فاصله گرفتن شبكه 3 از ژانر كمدي

شبكه 3 سيما پس از پايان يافتن سريال فاصله‌ها، با مجموعه داستاني جراحت مهمان خانه‌هاي مردم مي‌شود.

سريال جراحت به كارگرداني محمدمهدي عسگرپور هم‌اكنون آخرين روزهاي ضبط را سپري مي‌كند و احتمالا همزمان با آغاز ماه رمضان تصويربرداري آن به اتمام مي‌رسد. گروه تصويربرداري كه بتازگي از شمال كشور بازگشته اند هم‌اكنون در شهر مقدس قم مشغول كار هستند.

جراحت در 27 قسمت 35 دقيقه‌اي توليد مي‌شود و بازيگراني مثل امين تارخ، علي عمراني، آتنه فقيه‌نصيري، مهوش صبركن، رامين راستاد، ليلا بلوكات، هستي مهدوي‌فر، ياسر جعفري، ميليشيا مهدي‌نژاد، كريم اكبري‌مباركه و گيتي قاسمي در آن حضور دارند.داستان اين سريال درباره لطيفه، مادر 75 ساله‌اي است كه با 2 پسرش با نام‌هاي بزرگ و اسماعيل زندگي مي‌كند.

اين دو برادر از بچگي پدرشان را از دست داده‌اند و با سرپرستي مادر مهربان و دلسوزشان بزرگ شده‌اند. حالا هم خانواده و بچه‌هاي خيلي خوبي دارند، ولي يك مساله ساده، زندگي آنها را در آستانه از ‌هم پاشيدگي قرار مي‌دهد. از خلاصه داستان سريال جراحت كاملا پيداست كه حال و هوايي اجتماعي و تراژيك دارد و شبكه 3 از فضاي فيلم‌هاي كمدي سال‌هاي پيش فاصله گرفته است.در ساخت اين سريال عواملي همچون سيدحسين يعقوبي(مدير توليد)، رضا شيخي(مدير تصويربرداري)، عباس رستگارپور(صدابردار)، سعيد آهنگراني(طراح صحنه و لباس)، حسين صالحيان(طراح چهره‌پردازي) و مهدي دلخواسته (عكاس) همكاري كرده‌اند.

 

 

2 سريال شبكه تهران براي قبل و بعد از افطار

شبكه تهران براي شب‌هاي ماه رمضان 2 سريال در نظر گرفته است. اولي سريال «شايد براي شما هم اتفاق بيفتد» است كه قبل از اذان مغرب پخش مي‌شود و نام دومي «نون و ريحون» است كه هر شب ساعت 10/23 روي آنتن مي‌رود.

«شايد براي شما هم اتفاق بيفتد» به تهيه‌كنندگي اكبر تحويليان سريالي است كه سال گذشته نيز شاهد پخش آن بوديم. اين سريال در گروه فيلم و سريال شبكه تهران در 90 قسمت تهيه شده كه 30 اپيزود آن به صورت شبانه در شب‌هاي ماه رمضان پخش مي‌شود. از اين 30 اپيزود، 10 اپيزود آن تكراري است و 20 اپيزود جديد با نام‌هاي باقيمانده روز، دستبرد، حرف مردم، حامي، دست شيطان، به سوي خورشيد، نور در تاريكي، تقدير و... روي آنتن مي‌رود.

تصويربرداري اپيزود «راز» به كارگرداني احمد معظمي از مجموعه 90 قسمتي «شايد براي شما هم اتفاق بيفتد»

چند روز گذشته با ضبط صحنه‌هاي داخلي در ساختمان روزنامه اطلاعات جلوي دوربين رفت.

در اين مجموعه سعي شده از داستان‌هاي واقعي كه ممكن است براي هريك از افراد جامعه اتفاق بيفتد، استفاده شود.

نگاه در اين مجموعه به اين سمت و سو است كه نشان دهد وقايعي كه براي افراد اتفاق مي‌افتد، بازتاب رفتار و اعمال افراد در گذشته و هشداري براي زندگي آينده است وسعي شده تلنگري به بيننده زده شود تا در اعمال و رفتارش دقت نظر بيشتري داشته باشد. كارگرداني ديگر سريال شبكه تهران را فرزاد موتمن به عهده گرفته است.

جديدترين خبر درباره سريال فرزاد موتمن اين است كه نام آن به «نون و ريحون» تغيير پيدا كرده است. نام قبلي اين مجموعه «از پذيرفتن خانواده معذوريم» بود كه احتمالا به دليل طولاني بودن كمي كوتاه‌تر شده است.

باتوجه به اين كه اتفاقات داستان در يك سفره‌خانه سنتي رخ مي‌دهد هر دو نام مي‌تواند بيانگر مضمون سريال باشد.

اين مجموعه، داستان 5 دوست است كه با يكديگر يك حمام را به سفره‌خانه سنتي تبديل مي‌كنند، ولي اتفاقاتي رخ مي‌دهد كه تصميم مي‌گيرند ديگر ازدواج نكنند.

در نخستين تجربه سريال‌سازي فرزاد مؤتمن، بازيگراني چون برزو ارجمند، علي قربانزاده، اميرحسين رستمي، رضا داوودنژاد، مهران رنجبر، شبنم قلي‌خاني، بهنوش بختياري، بيتا سحرخيز، مليكا شريفي‌نيا، گلاره عباسي، پرستو صالحي و داريوش كاردان حضور دارند. تصويربرداري اين مجموعه تلويزيوني در سفره‌خانه‌اي در خيابان مازندران ادامه دارد و شقايق دهقان و مائده طهماسبي آخرين بازيگراني هستند كه به اين مجموعه مناسبتي پيوسته‌اند.

 

سريالهاي ماه رمضان

 

 

نون و ريحون تنها سريال كمدي امسال ماه رمضان است.در ساخت اين سريال عواملي چون امير كريمي(مدير تصويربرداري)، هادي پويان (تصويربردار)، حسين غفاري (صدابردار)، مهدي بداغي(طراح صحنه)، رعنا اميني(طراح لباس)، دانيال حقيقت(طراح چهره‌پردازي) و محمدصادق آذين(مدير توليد) حضور دارند.



ادامه مطلب...

 

 

 

 

آفتـاب سوختـه ها بخـواننـد!

 

دیگر گرمای هوا به اوج خودش رسیده و آفتاب دارد حسابی تاخت و تاز می کند و نمی توان به راحتی از شر گرما و اشعه سوزانش در امان ماند. آفتاب سوختگی از جمله مشکلاتی است که بیشتر افراد برای یک بار هم که شده در این فصل تجربه اش می کنند. در این مقاله راهکارهایی برای درمان سوختگی با نور آفتاب و التیام بخشیدن به عوارض آن (درد و خارش و سوزش) پیشنهاد شده که بد نیست نگاهی به آنها بیندازید.

 


● از کمپرس استفاده کنید

آفتاب سوختگی، باعث بالا رفتن حرارت بدن هم می شود. بنابراین یک لباس نخی خنک بپوشید و جلوی پنکه یا کولر بنشینید، سپس یک ظرف آب یخ با یک تکه پارچه نخی را آماده کنید و پس از خیس کردن کامل پارچه نخی با آب یخ، آن را روی قسمتی از پوست خود که دچار آفتاب سوختگی شده قرار دهید. چند دقیقه صبر کنید و دوباره این کار را تکرار کنید. شما می توانید برای سرعت بخشیدن به روند بهبودی، ۱۰ تا ۱۵ مرتبه در روز این کار را انجام دهید. راستی، قرار دادن پارچه آغشته به روغن فندق روی پوست آفتاب سوخته هم می تواند درد و التهاب آن را کاهش دهد.

 


● سری به آشپزخانه تان بزنید

بعضی خوراکی ها که معمولا در اکثر خانه ها پیدا می شوند، می توانند درمان خوبی برای آفتاب سوختگی باشند. مثلا شما می توانید مقداری جوی پرک خشک را درون یک دستمال نخی نازک بریزید و دستمال تان را ببندید، سپس این پارچه پر از جو را با آب سرد خیس کنید و جوی درون آن را از روی دستمال آنقدر بکوبید تا به صورت خمیر در بیاید. حالا این خمیر را ۲ تا ۴ ساعت یکبار روی پوست آفتاب سوخته تان بگذارید تا درد و سوزش و قرمزی آن سریع خوب شود. مالیدن شیر کم چرب روی پوست آفتاب سوخته هم می تواند برای درمان آن بسیار موثر باشد به شرط اینکه اجازه دهید شیر حداقل ۱۵ دقیقه روی پوست تان باقی بماند و هر ۳ ساعت یکبار هم این کار را تکرار کنید. شما می توانید به جای شیر از ماست هم استفاده کنید و ماست خنک را روی قسمت های سوخته پوست خود قرار دهید. چای کیسه ای خیسانده شده در آب سرد هم می تواند برای آفتاب سوختگی پوست صورت و مخصوصا دور چشم ها بسیار موثر باشد. در ضمن، ریختن آب برگ کاهو روی پوست سوخته هم قرمزی و خارش آن را به سرعت از بین می برد.



● پوست تان را با صابون نشویید

اگر می خواهید مشکل سوختگی پوست تان بدتر نشود، وقتی که حمام آب خنک می گیرید، صابون به پوست تان نزنید. صابون، پوست را خشک و حساس می کند و ممکن است حتی باعث پوسته پوسته شدن یا ترک خوردن قسمت آفتاب سوخته پوست شما شود. شما به جای صابون می توانید از اندکی جوش شیرین یا سرکه سیب استفاده کنید و به هیچ وجه بدنتان را لیف نکشید. بعد از حمام هم بهتر است کمی روغن زیتون یا روغن بادام تلخ روی قسمت سوخته پوست تان بمالید.

 


● پوست خود را مرطوب نگه دارید

پوست آفتاب سوخته، معمولا خشک است و همین خشکی باعث خارش و سوزش آن می شود. بنابراین، آن را تا زمان بهبودی کامل، مدام با لوسیون یا کرم های مرطوب کننده، مرطوب نگه دارید تا التهاب و دردش بیشتر نشود.

 

 

● محصولات استاندارد بخرید

استفاده از انواع کرم ها، لوسیون ها یا حتی پمادهای غیراستاندارد و تقلبی که برای درمان آفتاب سوختگی در بازار وجود دارند، نه تنها مشکل شما را حل نمی کند بلکه باعث وخیم تر شدن وضع تان هم می شود. این محصولات التهاب پوست سوخته شما را برایتان به ارمغان می آورند و تازه ممکن است حساسیت پوستی هم بدهند. بنابراین هنگام خرید، به انتخاب یک کالای مناسب بیندیشید و مطمئن باشید که به دست آوردن سلامتی و شادابی پوست تان ارزش خرج کردن یک مقدار پول بیشتر را دارد!

● کیسه یخ را فراموش نکنید

ریختن مقداری یخ درون یک کیسه پارچه ای و قرار دادن آن روی پوست آفتاب سوخته هم می تواند برای بهبود هر چه سریع تر علایم آن بسیار مفید و موثر باشد. فقط حواستان باشد که یخ را به صورت مستقیم روی پوست تان قرار ندهید تا پوست شما دچار شوک و درنتیجه التهاب و قرمزی بیشتر نشود.

 


● آب و آبمیوه خنک بنوشید

نوشیدن چند لیوان آب یا آبمیوه خنک هم می تواند دمای بدنتان را به سرعت پایین بیاورد و به روند بهبود آفتاب سوختگی تان کمک کند.

منبع:aftab.ir

/health/malady-remedy/sun-burned-read.html

ادامه مطلب...

 

ماه تولد فال روزانه - دوشنبه 28 تیر 1389 بز

فال روز متولدین فروردین: امروز بهتان توصیه می‌شود كه دید مثبتی داشته باشید، برای اینكه وقتی برخلاف میل شما اتفاقی می‌افتد شما خیلی سریع و بیش از اندازه جدی می‌شوید. شما وقتی بفهمید مردم دیگر با دیدگاه‌هایی كه كاملاً با دیدگاه‌های شما متفاوتند توافق دارند خوشحال‌تر خواهید شد. به جای اینكه عقاید خود را بر دیگران تحمیل كنید، فقط كارهایی را انجام دهید كه انجام دادنشان برایتان مفید است.

گاو

فال روز متولدین اردیبهشت: ماه در نهمین خانه شما مربوطه به ایده‌های بزرگ قرار دارد و در عین حال به شما توصیه می‌شود كه قبل از اینكه نظرات خود را با فرد دیگری در میان بگذارید آن را دوباره بررسی كنید. هوشیاری و آگاهی شما نسبت به همیشه كمی بیشتر شده است، برای اینكه می‌خواهید در نهایت قبل از افشا كردن آنچه كه در ذهنتان دارید از درست بودن مطالبی كه می‌گویید اطمینان حاصل كنید. اما نباید مدت زیادی تأمل كنید، وگرنه فرصتتان را از دست خواهید داد.

ارديبهشت دوقلوها

فال روز متولدین خرداد: امروز پیروی كردن از پیشنهادات یك نفر دیگر مادامی كه شما خود چنین خواسته‌های بزرگی ندارید كه به ناامیدی‌هایتان پایان دهد، می‌تواند حركت واقعاً عاقلانه‌ای باشد. با وجود این واقع‌بینی به شما اجازه می‌دهد وارد ارتباطی بشوید كه این رابطه بیشتر بر پایه زمینه‌های مشترك استوار شده است تا بر پایه نیازهای مختلف. پذیرای تغییر بودن به شما كمك خواهد كرد كه ارتباطات بیشتری داشته باشید.

خرداد خرچنگ

فال روز متولدین تیر: امروز ماه كاملاً در جهت خلاف نشانه شما قرار گرفته است، و شما در شرایطی قرار می‌گیرید كه یك خاطره عشقی قدیمی كه از نظر احساسی خیلی بهتان لطمه زده است دوباره یاد آوری می‌شود. اما نباید تصور كنید كه تمام پیش آمدهایی كه جدیداً رخ داده‌اند به شما صدمه زده‌اند. امنیت و آسایش شما بیشتر از آنكه به حوادثی كه در جهان بیرون اتفاق می‌افتد بستگی داشته باشد به احساسات خودتان بستگی دارد.

تير شير

فال روز متولدین مرداد: در این هفته شما قبل از اینكه بتوانید زمانی را به خودتان اختصاص دهید كارهایی برای انجام دادن دارید، و هرچه زودتر شروع كنید زودتر هم كارهایتان را تمام خواهید كرد. هنوز ماه در ششمین خانه شما كه مربوط به جزئیات است قرار دارد و بهتان پیشنهاد می‌شود كه برایتان لازم است بر روی چیزهای كوچك و جزئیات بیشتر از موضوعات بزرگ و مهم تمركز كنید. اگر فقط یك بار نكات مبهم را برطرف كردید، بعد از آن شما می‌توانید بیشتر تفریح كنید.

مرداد

فال روز متولدین شهریور: وقتی كه شما مجبورید با توجه به یك برنامه‌ریزی سخت و بسته فعالیت كنید، مسلماً خلاقیت داشتن كار خیلی سختی می‌شود. اما این محدودیتها در نهایت به نفع شما تمام می‌شوند. برای اینكه وقتی شما تحت فشار قرار دارید، وضع مالی شما بهتر می‌شود و رویاپردازی ها و عدم تمركز شما كمتر می شود. عجیب اینكه لازم است كه این محدودیتها را جدی‌تر بگیرید؛ توانایی لذت بردن از زندگی بهتان كمك می‌كند كه مفیدتر باشید.

شهريور

ترازو

فال روز متولدین مهر: امروز ماه در چهارمین خانه شما قرار گرفته است و شما را ترغیب می‌کند که به عمق مطالبی توجه کنید که اخیراً باعث ناراحتی شما شده‌اند. شما می‌ترسید تفکرات خود را با دیگران در میان بگذارید، اما اگر یک بار این کار بکنید متوجه خواهید شد که این کار آنقدر هم فکر می‌کردید بد نیست. از بحث‌های مهم دوری نکنید برای اینکه تغییراتی که ایجاد می‌شود بیشتر از آن چیزی که شما فکر می‌کردید نتایج مثبتی برای شما در پی دارد.

مهر عقرب

فال روز متولدین آبان: هم اکنون شما باید کاملاً آگاه باشید که احساساتتان چقدر بر تلاشهایتان تأثیر می‌گذارند تا عینی و ملموس باشند و این موضوع برای شما از اهمیتی حیاتی برخوردار است. امروز ماه کامل در نشانه شما می‌تواند بیشتر به واقعیت تکیه کند. خوشبختانه تصورات شما در طول روز کاملاً واضح و روشن خواهند بود.

آبان

کماندار

فال روز متولدین آذر: زمانی که ماه در دومین خانه شما قرار دارد زیادی پول خرج کردن کار درستی نیست، برای اینکه شما در مورد خریدن وسایلی که دوست دارید خیلی احساسی برخورد می‌کنید. شما بیشتر از اینکه با توجه به نیازهایتان خرید کنید بیشتر از روی هوی و هوس خرید می‌کنید. قبل از خرید کردن در موردش فکر کنید و آن را یک یا دو روز به تأخیر بیندازید تا بعداً از خریدهای نامناسبی که کرده‌اید افسوس نخورید.

آذر بز

فال روز متولدین دی: امروز ماه در نشانه شما حاکی از این است که شما یک گفتگوی احساسی خواهید داشت، اما شما به جای اینکه این گفتگو را ملایم‌تر کنید به آتش آن دامن می‌زنید. اکنون آروزهای شما خیلی مشتاقانه هستند و برای شما سخت است که تصویر روشنی از آنچه که نمی‌دانید واقعی هست یا نه تجسم کنید. شما اول باید از دیگران درخواست کمک کنید و بعد سعی کنید نیازهایتان را از خواسته‌هایتان مجزا کنید.

دي آبگير

فال روز متولدین بهمن: حتی اگر شما کاملاً هم از خواب بیدار شده باشید برایتان سخت است که رویای شب گذشته‌تان را فراموش کنید. به جای اینکه سعی کنید این خواب را فراموش کنید، سعی کنید که پیامهایی را که ضمیر ناخودآگاهتان به ضمیر خودآگاه شما می‌فرستند را دریافت کنید. حتی اگر این پیامها دفعه اول به نظرتان مهم نبودند ولی حتماً به آنها توجه کنید.

بهمن

دو ماهي که خلاف جهت هم شناميکنند

فال روز متولدین اسفند: شما قدر همکاران و یا دوستانتان را می‌دانید و به خاطر همین امروز از آنها حمایت می‌کنید. ماه کامل در یازدهمین خانه شما که مربوط به روابط اجتماعی‌تان است قرار دارد و شما را تشویق می‌کند که بیشتر وقتتان را با دیگران بگذرانید، اما در اواخر روز شما بیشتر به تنها بودن احتیاج دارید. حتی اگر سرتان خیلی شلوغ است، ولی زمانی را برای خود خالی کرده و در سکوت کامل به سر ببرید.

اسفند

ادامه مطلب...
abadehonline 2017-03-08

1552م:دولت عثماني (تركيه) كه از زمان جنگ چالدران (اوت سال 1514) به دليل داشتن اسلحه آتشين (توپ و تفنگ) و از اين لحاظ برتري نظامي، به حملات زميني خود به قلمرو ايران ادامه مي داد، در سال 1552 (زمان سلطنت شاه طهماسب صفوي) تصميم به حمله به جزاير ايراني خليج فارس گرفت. بهانه اين حمله دريايي اخراج پرتغالي هاي مسيحي از جزيره ايراني «هرمز» بود!. عثماني در سال 1546 ميلادي يمن را تصرف كرده بود و بر درياي سرخ و تنگه كليدي آن «باب المندب» مسلط شده بود و براي توسعه اين متصرفات، قدرت دريايي پرتغال را در برابر خود مي ديد.

 

دريا سالار«آلبوكرك» عامل سلطه پرتغال بر چند نقطه درخليج فارس و هند


1316ش:در اين روز در سال 1316 (1937ميلادي) ميان ايران، تركيه، عراق و افغانستان يك پيمان عدم تجاوز امضاء شد كه چون دركاخ سعد آباد (تجريش) امضاء شده بود به پيمان سعد آباد معروف شده است. وزيران امور خارجه افغانستان، تركيه و عراق براي اين منظور به تهران آمده بودند (در آن زمان هنوز پاكستان تاسيس نشده بود كه وارد اين پيمان شود).

رسانه هاي آلمان دو سال و چند ماه بعد و پس از آغاز جنگ جهاني دوم مدعي شدند كه اين پيمان طبق نقشه انگليسيها منعقد شده بود تا رضاشاه در اجراي انديشه «احياء ايران زمين»، با كمك گرفتن از آلمان و احیانا سازش با مسكو و آنکارا، در صدد ضميمه كردن افغانستان و شرق رود دجله به ايران برنيايد.


1954م:هشتم ژوئيه 1954 (ده ماه پس از براندازي 28 مرداد)، دولت مسكو ضمن تسليم يادداشتي به دولت وقت ايران و يادآوري معاهدات في مابين منعقده در دهه 1920، تهران را از پيوستن به اتحاديه هاي نظامي غرب و ترتيبات مشابه كه ماهيت ضد شوروي دارند و مآلا به سود ايران نخواهند بود برحذر داشت.

چند روز بعد دولت تهران به اين يادداشت پاسخي مبهم داد و اشاره كرد كه هنوز وارد چنين اتحاديه هايي نشده است و اگر بخواهد بشود اين کار به صورت محرمانه نخواهد بود و چگونگي را اعلام خواهد داشت.


2003م:هشتم ژوئيه 2003 لادن و لاله دو خواهر دوقلوي ايراني كه از ناحيه سر «به هم چسبيده» به دنيا آمده بودند در يك بيمارستان سنگاپور در سومين روزي كه تحت عمل جراحي قرار داشتند يكي پس از ديگري جان سپردند. نخست لادن (سمت چپ در عكس) درگذشت و ساعتي بعد هم لاله .

جدا كردن دوقلوهاي به هم چسبيده كه از سال 1952 آغاز شده است اگر در سنين كودكي باشند در حال حاضر امري دشوار نيست، ولي لادن و لاله در بيست و نهمين سال عمر خود زير عمل جراحي قرار گرفته بودند كه در اين سن ترميم سلولهاي عصبي همانند سنين كودكي آسان نيست.

مغز اين دو خواهر در لحظه تولّد از هم جدا بود، اما به سبب زندگي طولاني باجمجمه مشترك، به مرور زمان به هم چسبيده بود.

دشواري عمل جراحي در اين بود كه سرهاي دو خواهر علاوه بر عصب هاي مشترك داراي يك وريد بزرگ مشترك بودند كه خون را از سر به قلب باز مي گردانيد و دو تا كردن آن از طريق پيوند زدن باعث ادامه خونريزي و مرگ لادن و لاله شد.

جراحان كشورهاي مختلف از جمله آلمان چنين وضعيتي را قبلا پيش بيني كرده بودند. در جريان عمل، يك گروه بزرگ كارشناس و جراح حضور داشتند و جراح اصلي از آغاز كار قول موفقيت آميز بودن عمل را نداده بود. ولي دو خواهر از ادامه وضعيتي كه داشتند خسته شده بودند و ريسك را پذيرفته بودند.

اين رويداد از لحظه انتقال دو خواهر از تهران به سنگاپور به دليل بي سابقه بودن كار، توجه رسانه ها همه كشورها را به خود جلب كرده بود و پخش آخرين جملات لادن به زبان انگليسي بارها از شبكه هاي تلويزيوني تكرار و باعث توجه جهانيان به اين موضوع شده بود و به همين سبب گزارش در گذشت آنان به صورت يك خبر فوق العاده پخش شد و مردم را در گوشه و كنار جهان متاثر ساخت. بسياري هم بر مرگ آنان كه موفق به داشتن استقلال از يكديگر نشدند گريستند و اين رويداد جايگاهي در تاريخ يافت.

لادن و لاله در فيروز آباد فارس به دنيا آمده بودند، اما عمدتا در تهران زندگي كرده بودند.

 

لادن (سمت چپ) و لاله

 

1954م:فريدا کاهلوFrida Kahlo هنرمند نقاش سوررئاليست و اکسپرسيونيست مکزيک ششم ژوئيه سال 1907 به دنيا آمد و 47 سال عمر کرد. او در همان ماه (13 ژوئيه) در سال 1954 در گذشت و آثار فراوان و جويدان از خود برجاي گذارد. فريدا مدتها به بيماري سرطان مبتلا بود ولي اين بيماري تا آخرين ماههاي پايان عمر مانع از کار هنري او نشده بود. فريدا يک چپگرا بود که کوشش داشت در هر شرايطي در تظاهرات و راهپيمايي هاي چپگرايان و کمونيستها شرکت جويد، حتي با ويلچر. فريدا که از 1926 به کار کشيدن تصوير پرداخته بود با يک نقاش ديگر ازدواج کرده بود. وي گفته بود که براي کشيدن تصوير ،قبلا طرح تهيه نمي و پس از نشستن در برابر تابلو سفيد هرچه را که از واقعيات به ذهنش برسد ترسيم مي کند. يکي از تصاوير معروف او، فردي را نشان مي دهد که دستش قطع شده و در حال خونريزي است. فريدا پس از تصادف با اتوبوس و در دوران بستري بودن در بيمارستان هم به کار ترسيم ادامه داد و مناظر راهرو بيمارستان و اطاق بيماران را کشيد و مشکلات را عيان ساخت. دو نمايشگاه موفقيت آميز از کارهاي فريدا در طول حياتش در نيويورک و مکزيکو سيتي ترتيب داده شده بود.

 

فريدا


1714م:«دانيل فارنهايت» فيزيكدان آلماني مقيم هلند هشتم ژوييه سال 1714 ميزان الحراره جيوه يي را ساخت و عرضه داشت كه به «فارنهايت» معروف شده است.

در اين ميزان الحراره که در بسياري از کشورها از جمله ايالات متحده امريکا رايج است، درجه 4/98 برابر 37 درجه سانتيگراد معادل حرارت طبيعي بدن انسان است.

 

Fahrenheit

 

2004م:از نتايج يك بررسي(Survey) كه در سه ماه مارس، آوريل و مه 2004 در 14 كشور بعمل آمده بود چنين بر مي آيد كه مردم دهه اول قرن 21 خبرهاي فوري (سپات نيوز) را از راديو ـ تلويزيونها و يا از طريق سرچ انجين ها از اينترنت به دست مي آورند تا روزنامه ها. اين راديوها اينك در سلفون (موبايل)، ساعت مچي و حتي در قلم تعبيه شده اند و بسياري از اين ابزارهاي اطلاع رساني به محض دريافت يك خبر نو، با «بوزر» فرد را متوجه آن مي سازند. فروش تلويزيونهاي جيبي نيز در حال افزايش است.

 

696م:هشتم ژوييه سال 696 ميلادي- دوران خلافت امويان- نخستين سکه دينار اسلامي كه در اندک مدتي پس از آن، پول رايج سراسر جهان اسلام قرار گرفت در عربستان ضرب شد و سال بعد به صورت نقره خالص درآمد. واژه «دينار» لاتين است و روميان واحد پول خود را دينار و يونانيان دراخما (درهم) مي ناميدند.

در همين روز و همين سال "عربي" ، زبان و خط رسمي همه بلاد اسلامي اعلام گرديد. در ميان كشورهاي اسلامي آن زمان، ايرانيان تنها ملتي بودند كه زبان خود را حفظ کردند. تركيه نيز در دهه 1920 خط عربي را ترك گفت و الفباي لاتين را جايگزين آن ساخت كه به دليل داشتن حروف صدادار (واول) تلفظها در اين كشور يكسان شدند و لهجه هاي محلي كاهش يافتند.

 

اين سكه دينار هشت سال پس از نخستين دينار نقره ، بسال 705 ميلادي از سوي حكومت امويان ضرب و در سراسر سرزمين هاي اسلامي به جريان گذارده شد.


707م:نخستين داروخانه عمومي به مفهوم امروز (مغازه) هشتم ژوئيه (روزي چون امروز) در سال 707 ميلادي در شهر بغداد كار خود را آغاز كرد. تأسيس داروخانه در غرب مربوط به قرن هجدهم است. پيش از تأسيس داروخانه، پزشكان - خود دارو به بيمار مي دادند. نخستين دانشكده داروسازي جهان در سال 1821 در فيلادلفيا داير شد. در آمريکا بر اثر فشار کارخانه هاي داروسازي، از سال 1854 قرار شد فروش بسياري از داروها تنها با نسخه دكتر، مجاز باشد و دارو زير نظر دكتر به مصرف برسد و ....


1623م:هشتم ژوئيه 1623(17 تیرماه)، شاه وقت انگلستان 16 سال پس از استقرار مهاجران انگلیسی در آمريکاي شمالي، منطقه مسکونی آنان را ، يك ايالت انگلستان خواند و فرمان مربوط صادر شد. انگليسي هايي که در سال 1607 پا به آمريكاي شمالي گذارده و در دهانه خلیج چساپیک و اطراف آن مستقر شده بودند اين منطقه را به افتخار اليزابت اول، ملكه باكره (ویرجین) و بدون شوهر انگلستان «ويرجينيا» نامگذاري كرده بودند.

 

باقيمانده ساختمان كليسايي كه مهاجران انگليسي 32 سال پس از استقرار در آمريكاي شمالي،

 

1709م:هشتم ژوئيه در سال 1709، ارتش روسيه به فرماندهي پتر اول (بزرگ) در جنگي، به قدرت نظامي سوئديها كه در منطقه بالتيك و شمال اروپا اقتدار داشتند پايان داد. در اين جنگ يك روزه که در تاريخ به جنگ poltava معروف شده است، ارتش سوئد، 18500 سرباز از دست داد.

 

1937م:هفتم ژوئيه سال 1937 (16 تیرماه) دولت انگلستان تصميم بر تقسيم سرزمين تحت الحمايه خود، فلسطين، ميان اعراب و يهوديان آن سرزمين گرفت و اين تصميم را پس از تصويب آن در کابينه انگلستان اعلام داشت. طبق اين تصميم، قرار شده بود كه دو سوم فلسطين متعلق به اعراب باشد و يك سوم آن به يهوديان داده شود و شهرهاي قدس (اورشليم)، بيت لحم و ناصره (نازارت) تا مدتي در كنترل انگلستان باقي بماند تا درباره سرنوشت آنها اتخاذ تصميم شود. کابینه انگلستان قبلا و در آخرین جلسه اکتبر 1917 خود فکر ایجاد یک کشور برای یهودیان در فلسطین را تایید کرده بود که آرتر جیمز بالفور وزیر امور خارجه وقت انگلستان سه روز بعد (دوم نوامبر 1917) این اقدام را به صورت یک اعلامیه به رئیس انجمن یهودیان انگلیسی ابلاغ کرد که به اعلامیه بالفور معروف است. در آن زمان، هنوز فلسطین جزیی از خاک امپراتوری عثمانی بشمار می رفت.


1960م:هشتم ژوئيه سال 1960 ميلادي خروشچف نخست وزير وقت شوروي به آمريكا اخطار كرد كه اگر در صدد دسيسه جويي و توطئه در كوبا برآيد، ارتش سرخ را به كمك كوبا خواهد فرستاد. طبق اسنادي كه دهها سال بعد علني شد متعاقب اين اخطار، به ارتش سرخ آموزش داده شده بود كه چگونه از تنگه «برينگ» بگذرد و از طريق آلاسكا و كانادا خود را به ايالات متحده برساند و به چه ترتيب زيردريايي هاي شوروي آمريکا را محاصره كنند و ... .

 

خروشچف

 

2004م:در پي انتشار شايعاتي مبني بر احتمال حمله نظامي آمريکا به کوبا ، اين کاريکاتور سياسي دوم ژوئيه 2004 در برخي روزنامه هاي آمريکايي به چاپ رسيده بود. در قسمت راست کاريکاتور، جورج بوش که کلاه تکزاسي به سر دارد از ديک چني معاون خود که به نظر پاره اي،مغز متفکر اوست و در کنار نقشه مدور کره زمين ايستاده است مي پرسد: عمو ديک، گام بعدي ( پس از افغانستان و عراق ) چيست؟.چني در حالي که انگشت روي نقشه کوبا گذارده مي گويد: خوب، پسرم؛ کوبا، جزيره کمونيستهاي خدا نشناس !.

 

کاريکاتور سياسي ژوئيه 2004 رسانه هاي آمريکا در باره احتمال مداخله نظامي اين کشور در کوبا، پس از عراق


2009م:رابرت مکنامارا Robert McNamara که «تاریخ» از او به عنوان معمار جنگ ویتنام نام می برد ششم ژوئیه 2009 (15 تیرماه 1388) در 93 سالگی درگذشت. وی در 16 ژوئن 1916 در سانفرانسیسکو بدنیا آمده و از دانشگاه کالیفرنیا در برکلی دو مدرک دکترا در اقتصاد و ریاضیات گرفته بود. مکنامارا از 1961 تا 1968 به مدت هفت سال وزیر دفاع آمریکا بود که تاکنون هیچکس به این مدت بر وزارت دفاع آمریکا ریاست نکرده است. وی پیش از انتصاب به وزارت دفاع آمریکا، رئیس کمپانی خودروسازی فورد بود و قبل از آن استاد درس «کسب و کار» در دانشگاه هاروارد. وی پس از رفتن از وزارت دفاع آمریکا رئیس بانک جهانی شده بود که مرکز آن در آمریکا و در کنترل این دولت است.

 

مکنامارا از 1960 تا 2006


1792: انقلابيون فرانسه به دولت پروس (آلمان) كه به آنان اخطار كرده بود نسبت به پادشاه فرانسه فرمانبردار باشند اعلان جنگ دادند.

1833: طبق معاهده «خونكار اسكله سي» كه در اين روز ميان روسيه و عثماني بسته شد، سلطان عثماني متعهد شد كه تنگه هاي بسفور و داردانل را به روي كشتي هاي جنگي ساير كشورها، جز روسيه ببندد. قدرتهاي اروپاي غربي بر ضد اين پيمان بپاخاستند و....

1889: روزنامه «وال استريت جرنال» كه موضعي محافظه كارانه دارد و از تيراژ حدود دو ميليون نسخه برخوردار است انتشار خود را در آمريكا آغاز كرد.

1920: سرزمين افريقايي كنيا كه تحت الحمايه انگلستان بود از اين روز يك مستعمره (كلني) انگلستان شد.

1960: لومومبا نخستين نخست وزير كشور جديد الاستقلال كنگو كه با دسيسه اروپائيان و نافرماني برخي نظاميان اين كشور و اعزام سرباز از بلژيك به كنگو رو به رو شده بود براي حل مسئله به شوراي امنيت سازمان ملل متوسل شد.

1981: براي نخسين بار در تاريخ آمريكا يك زن قاضي ديوان عالي اين كشور شد كه سمتي مادام العمر است. وي بانو «ساندرا دي اوكانر Sandra Day O'Connor» است كه قبلا قاضي يك دادگاه پايين تر بود. ديوان عالي آمريكا كه در صدر قوه قضايي اين كشور قرار دارد داراي 9 قاضي است. ايراد وارده، همين مادام العمر بودن سمت اين قضات است و ديگري انتخاب قضات اين ديوان توسط رئيس جمهور آمريکا (قوه مجريه) و تاييد اين انتصاب در سناي اين کشور (قوه مقننه) است حال آن که سه قوه بايد منفک از هم مي بودند. همين انتصاب قاضي از سوي رئيس جمهور سبب شده است که بعضي اوقات براي سالهاي طولاني ديوان عالي آمريکا يکطرفه (يک حزبي) شود. در بيشتر کشورها قاضي دادگاه عالي توسط کانون حقوقدانان معرفي مي شود و سالهاي انتصاب او محدود است. بانو ساندرا در سال 2006 تصميم به بازنشسته شدن گرفت.

1993: كشورهاي صنعتي هفتگانه اجازه دادند كه روسيه هم در كنفرانسهاي سران آنها شركت كند! که تاکنون حاصلي هم براي اين کشور نداشته است.

منبع:iranianshistoryonthisday.com



ادامه مطلب...
رپورتاژ
فال حافظ
فروش جوجه بوقلمون - اردک - مرغ بومی - شترمرغ
انجام پایان نامه ارشد
معرفی تورهای ارزان شهرهای آنتالیا استانبول و اروپا روسیه
نکاتی در باره کامل بودن تجهیزات تالار عروسی
بلیط های چارتری ارزان قیمت
بهترین روش انتخاب آتلیه عروس
طراحی سایت اصفهان |طراحی سایت حرفه ای | سئو تضمینی سایت
معرفی جاذبه های گردشگری گلستان شهرکرد و تور نوروز ۹۶ قشم کیش مشهد
درباره اتوبار گلها تهران
بازی اندروید
هدایای تبلیغاتی
دانلود آهنگ جدید
درج آگهی رایگان
مدل لباس عروس
چگونگی افزایش زیبایی با جراحی زیبایی
راهکار های یافتن بهترین جراح پلاستیک
همه چیز در مورد جراحی بینی
مطالب لادین
بهترین مطالب در سایت تفریحی دلبرانه

لینک های مفید
معماری داخلی | برنامه تمرینی بدنسازی | آموزش مجازی | آب نما | آگهی توچشم | متخص زنان و زایمان | بیوگرافی 98 |

قدرت گرفته از : پانا بلاگ